تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 1054

مساهمون:

ص١٠٥٤
26 - شرح قصيدهء عينيهء سيد حميرى . اشعار زير اثر طبع ايشان است :
اى پاى خرد به راه پويا باش * اى دست هنر به كار كوشا باش اى طاير عقل كز تو شد پيدا * اسرار نهفته سد ره‌پيما باش اى جلوهء علم كز تو حيرت زاد * پيوسته به دهر حيرت‌افزا باش اى طلعت داد كز تو دلها شاد * در حكم شهان همراه پيدا باش اى دست سخا كه از تو شد آباد * دنياى بشر بسان دريا باش اى پير جهان ز بعد فرتوتى * از فرّ فروغ علم برنا باش اى چشم به عيب خويشتن بنگر * و ز ديدن عيب مردم اعمى باش در پيش حوادث توانفرسا * اى قلب چو كوه پاى برجا باش
*
در راه كمال نفس رفتن گير * وز تيرگى درون مصفّا باش اندر ره كسب كمترين دانش * چون ذرّه ز پاى تا به سرپا باش بر ذلّت مستمند رحمت آر * و ز حالت دردمند جويا باش بيرون ز جهان ملك منزل گير * برتر ز برين سپهر مينا باش مشهور به فضل و هوش و حكمت شو * معروف به نام نيك و تقوا باش دلشاد مشو به نام بىمعنى * خرسند به اسم با مسمّى باش منظور عموم اهل دانش شو * محسود يهود و گبر و ترسا باش توأم به عمل نماى دانش را * در علم و عمل حكيم و الا باش ديباچهء دفتر سعادت شو * بر لوحهء كار نيك طغرا باش با مردم اگرچه تندخو باشند * نيكوروش و گشاده‌سيما باش با روى گشاده از دل و خاطر * اندوه‌زدا چو روى صحرا باش در بزم كسان چو شمع روشن باش * در رزم خسان چو تيغ برّا باش ز آلودگى جهان منزّه شو * برتر ز فضاى تنگ غبرا باش
تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 1054 | عبد الحسين جواهر كلام