نيروى نگهبانى » ايراد كرد كه جمعى از روحانيون و نمايندگان مجلس و مقامات دولتى در آن شركت كردند و شعار « به عدل سوگند ، صلح پيروز است » از آن او بود كه شهرت يافت و به همين منظور دو سفر به كنگرهء جهانى صلح دعوت شد و به « پاريس » و « وين » در سال 1331 ش رفت و به عنوان يك پيشواى روحانى مسلمان ، نداى صلح را سرداد و سخنرانى كرد و پس از مراجعت از سفر اروپا هيئت حاكمه به دستور آمريكا او را از قم به شيراز و بعدا به يزد تبعيد كرد و مدت چهارده سال اين تبعيد طول كشيد و سپس به قم بازگشت .
ايشان در روز سهشنبه 8 / ذىالحجه / 1407 ق مطابق با 13 / مرداد / 1366 ش در قم در سن 90 سالگى چشم از جهان فروبست و روز بعد پس از تشييع در قبرستان باغ بهشت - مقبرهء خانوادگى - مدفون گرديد .
برقعى در ادب اطلاعات وسيعى داشت ، بهخصوص دربارهء زبان فارسى . و معروف است كه مىگفت : زبان فارسى اسپرانتوى زبانهاست ، اما هنوز نظم درست آن را نجسته ، دستورها و فرهنگهاى پراكنده پيرامون آن پرداختهاند . ولى در شعر با آنكه از آغاز جوانى به آن دلبند و به حفظ آن اهتمام داشت تا بيستسالگى به نظم شعر نپرداخت و ازآنپس كه به نظم شعر پرداخت ، اهتمامى به ضبط آن نداشت .
ناظم الملك « ضيائى » كه مردى اديب و هم شاعر بود در يكى از روزها كه به ديدنش آمده ، دفترى با خود آورد و درخواست كرد كه سراييدههاى خود را در اين دفتر ثبت كنيد و ازاينپس به ضبط آنها اهتمام ورزيد . با اين وصف قسمتى از اشعارش از ميان رفت و اين مقدار كه مانده نزديك به دو هزار بيت كه در سال 1351 ش طبع و نشر گرديد .
از آثار او
1 - بامداد روشن در صلح امام حسن عليه السّلام .
2 - تذكرهء مبتكران .