تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 899

مساهمون:

ص٨٩٩
« احكام ، تابع عناوين‌اند . الكل صنعتى ، اكنون مسكر نيست ، بلكه داروست ، لذا نمىتواند نجس باشد » . حوزه : از ويژگيهاى برجستهء اخلاقى آيت‌اللّه حائرى ، كه براى امروز حوزه‌هاى علميه ، طلاب ، فضلا و . . . چراغ راه كارساز باشد ، بفرماييد ؟ . استاد : آيت‌اللّه حائرى ، خصايص برجسته‌اى داشت . واقعا ، مهذّب و پيراسته بود . در روايت است : « آخر ما يخرج عن قلوب الصديقين حب الجاه » . ايشان ، واقعا ، حب جاه را از وجودش ريشه‌كن كرده بود . رياست و مقام ، در قلب او جايى نداشت . در اين‌باره ، نمونه بسيار دارم ، از جمله : تابستانى بود و هوا بسيار گرم . حاج شيخ و عده‌اى از بزرگان حوزه ، به روستايى در سه فرسنگى قم ، رفته بودند . بنده با عده‌اى از طلاب ، براى ديدار با ايشان ، به آن روستا رفتيم . ايشان ، با دوستان و اصحاب ، در باغى نشسته بودند مشغول صحبت كه ما به خدمتشان رسيديم . از هر بابى ، سخنى گفته مىشد . در اين بين ، حاج شيخ ، خطاب به حاج سيد محمّد باقر قزوينى ( عموى آقاى ابو ترابى ) كه از علماى بزرگ آن زمان بود ، فرمود : « جناب سيد محمّد باقر ! اين رياست كه مىبينى ، خدا گواه است كه يك‌قدم براى آن و در جهت آن برنداشته‌ام . هرچه آمده است ، خودش آمده » . حاج شيخ ، چنين نفس قدسى داشت . اين‌چنين افرادى بايد الگو و اسوهء طلاب و فضلا باشند . خاطرهء ديگرى كه از آن بزرگوار به ياد دارم و بسيار سازنده است ، مربوط مىشود به بعد از رحلت ميرزاى نائينى . بعد از رحلت نائينى ، مردم متدين زنجان ، براى تعيين مرجع تقليدشان ، به آيت‌اللّه ميرزا باقر زنجانى ، كه از علماى بزرگ نجف بود و ما هم توفيق استفاضه از محضرش را يافته بوديم ، مراجعه كردند . ايشان در نامه‌اى به من نوشت : « من ، همهء جهات علمى و تقوايى سيد ابو الحسن اصفهانى را مىدانم . تقوا و ورع حاج شيخ عبد الكريم را هم مىدانم . ولى در بعد علمى ايشان ، فقط درر
تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 899 | عبد الحسين جواهر كلام