الاصول را ديدهام . شنيدهام ايشان در صلاة ، كتابى نوشتهاند ، اگر ممكن بود ، يك نسخه از آن را براى من بفرستيد » .
براى گرفتن كتاب الصلاة ، خدمت حاج شيخ رفتم . سيد صدر الدّين صدر هم نشسته بودند . عرض كردم : استاد بزرگوار ما ، آقاى زنجانى ، طى نامهاى از من خواستهاند كه : كتاب الصلاة حضرتعالى را براى ايشان بفرستم . آيتاللّه صدر ، از آقاى زنجانى ، بسيار تعريف كردند .
حاج شيخ در جواب فرمود : « ميرزاى نائينى ، فوت كرده است . نمىخواهم رسالهپراكنى كنم » .
عرض كردم : اين كتاب علمى است ، نه رساله .
فرمود : « نتيجهء آن ، رسالهپراكنى است » .
بالاخره ، با اصرار آيتاللّه صدر و پافشارى من ، فرمودند : « مانعى ندارد . اجازه داريد كه يك جلد از كتاب الصلاة من را بگيريد و براى ايشان بفرستيد ، امّا مشروط بر اينكه ديگر چنين تقاضاهايى نكنى . نمىخواهم بعد از ميرزا ، كسى از من ترويج كند ! » .
اين نمونهاى بود از تقوا و ورع آن بزرگوار . واقعا از شوائب نفسانى مبرّا بود .
همين قداست نفس او بود كه مايهء بقاء و رشد حوزهء علميهء قم و اين همه بركات شد .
استاد غروى علاوه بر آثار علمى داراى آثار اجتماعى و اخلاقى نيز مىباشد كه از جمله آثار او :
1 - اسلام و شيعه .
2 - امامت امام زمان ( عجل اللّه فرجه ) .
3 - تقريرات درس حجت در فقه و اصول ، در دو جلد .
4 - كتابى در اخلاق اسلامى .
سرانجام غروى در شب چهارشنبه 22 / آذر / 1373 ش مطابق با 9 / رجب / 1415 ق در اثر سكتهء قلبى در يكى از بيمارستانهاى تبريز درگذشت . پيكرش صبح
تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 900
مساهمون: عبد الحسين جواهر كلام
ص٩٠٠