و تضمين تمام غزليات حافظ و 110 غزل سعدى ( كه به خط استاد اميرخانى به طرز زيبايى به چاپ رسيده است ) و ارادتش به سعدى و اينكه اگر تنها گلستانش را در ديار كفر ببرند و كافران بر آن عمل كنند ، دچار آفت بدخواهى و بدكيشى نخواهند شد . حرفهاى شيرينى را ، شيرينى اين گفتگو مىكند .
از او مىپرسم تخلصت را چرا « معجزه » انتخاب كردى و مىنوازد كه به توصيه سيد حسن ( عليهالرحمه ) بعد از خوابى كه خود او ديده اين تخلص را برگزيده است . نگاهمان به مرقومههايى كه حضرات آيات : بروجردى ، مرعشى نجفى ، طباطبائى و . . . بر آثار او داشتهاند خيره مانده است و در ضمن يادآور مىشود كه درويش خانقاهى نيست و به على و مظلوميت و خانهنشينىاش بسيار مىگريد و شعر زمزمه مىكند . از ملاى رومى و عمّان سامانى و اين بيت را مىخواند :
با زبان زينبى شاه آنچه گفت * با حسينى گوش زينب مىشنفت
و توضيح و تمجيد نسبتا جامع ، حيدر آقا از امروزيها فقط شهريار را مىشناسد و حسين آهى و دوستان خراسانى را و به شعراى جوان توصيه مىكند كه هر كارى را كه مىدانند خوب است ، انجام دهند و هر كارى كه بد مىدانند انجام ندهند و چندين كتاب را به رسم يادبود به دست ما مىسپارد و ما را خجالتزده معرفتش مىكند .
در آخر هم مىگويد كه من در بين تمام مجموعههاى شعر چاپ شدهام ، ديوان حضرت معصومه عليها السّلام را بيشتر از همه كتابهايم دوست دارم ، زيرا وقتى سرودن ديوان حضرت معصومه را به پايان بردم ، در خواب ديدم كتابم روى صندوق ضريح مطهر حضرت ايشان است و حضرت موسى بن جعفر و امام هشتم عليهما السّلام و خود خانم عليها السّلام با چادرى سياه و مقنعهاى سبز ايستادهاند درحالىكه ايشان خطاب به برادر و پدرشان فرمودند : اين ديوان مال من است و حلقهاى در گوش من پديدار شد و . . .
حيدر آقا از قدرتنمايى حضرت امير عليه السّلام و 70 سال تحقيق در نوشتهها و