شيرين و سخن لؤلؤ شاهوارش ، قضيهء على بن يقطين - رضى اللّه عنه - وزير دارائى هارون الرشيد را با ابراهيم جمال چنان به موقع به گوش همگان خواند ، كه تعصّبات رنگ و نژاد را از بين برد و چندگانگى را به يگانگى تبديل فرمود و اجتناب از تفاخر و درشتخويى و رأفت و محبت و احترام جايگزين آن را اكيدا سفارش فرمود .
و چنين گفت : ما همگى پارچهء يك امت و اعضاى يك پيكر محسوب مىشويم ، اگر چشمزخمى بدانها رسد و يا خار حقارتى به پاى آنها فرورود ، شكى نيست كه در جانبازى پايدارى خواهيم ورزيد ، گويى كه ما ديديم مطالب زيبا و ارزنده در مرامنامه همهء اقشار و مدعيان حق و باطل عنوان گرديده ، ولى فقط براى نوشتن به روى زيباى كاغذ و براى گفتن تنظيم گرديده ، و ديدهايم نويدهاى بهشت برين و وعيدهاى جحيم مانند وزن شعرى بوده ، كه سرايندگانش اين قصيدهها را با مهارت ساخته و با كاردانى آنها را پرداختهاند .
ولى نديديم و نشنيديم مانند آن انسان عارف بينا ، كسى را كه در آموزش احكام و در گفتن تلبيه ، مانند حضرت امام سجاد عليه السّلام سيلاب اشك را از ديدگانش جارى سازد .
و نشنيديم كسى را كه در قرائت دعاى عرفه چنان حالتى نشان بدهد ، و مضامين يكيك آن را به ديد عقل نگريسته ، كه از عرفات به اعراف و از مشعر به محشر منتقل گردد ، آنچنانكه چندين عقبات و كوهها و بيابانهاى آن عالم را پيموده و احوال آن جهانيان را آزموده باشد ، و با تفوّق فكرى و علمى و با كار بر دقّت معنوى با زيور علم و دانش و عرفان و عمل و فضائل اخلاقى آراسته باشد .
شيخ احمد شاهرودى ( 1282 - 1350 ق )
شيخ احمد فرزند علامه شيخ محمّد على و نوهء ملا محمّد كاظم شاهرودى ، فقيهى گرانقدر و محققى عاليقدر بود .
تولدش در سال 1282 ق در شاهرود اتفاق افتاد .