او در دامان پرمهر و فضيلت پدر خود ، تربيت و نما يافت . و پس از طى دورهء مقدماتى به نجف اشرف رهسپار و از محضر آيات : ميرزا حبيب اللّه رشتى ، آخوند ملا محمّد كاظم خراسانى استفاده نمود و از شاگردان برجستهء آخوند خراسانى به شمار آمد . سپس به شاهرود بازگشت و حوزهء درسى برقرار كرد و شاگردان زيادى را تربيت نمود .
در كتاب وفيات العلماء يا دانشمندان اسلامى به نقل شيخ محمّد حسن جلالى شاهرودى دربارهاش چنين آمده است : در سال 1345 ق در مسجد امام حسن عليه السّلام در شاهرود بر فراز منبر تشريف داشت و موعظه مىفرمود ، ناگهان آثار فلج در ايشان پيدا و زبانش بند شد و دستش از كار افتاد . او را به منزل آوردند ، در منزل چون نمىتوانست حرف بزند و نمىتوانست حركت كند ، نوشت كه تربت حضرت سيد الشّهداء عليه السّلام بياوريد . چون در آب نيسان حل نموده در دهانش ريختند ، فورى زبانش باز شد و كمكم آن بليه رفع شد .
مرحوم شيخ احمد اخلاص مخصوصى داشت به اهل بيت عصمت عليهم السّلام مخصوصا به حضرت سيد الشهداء عليه السّلام كه در شب عاشورا با سينهزنها شركت مىفرمود و پاى برهنه در كوچه و بازار همراه ايشان مىرفت و به سروسينه مىزد .
از آثار او
1 - ازالة الاوهام فى جواب ينابيع الاسلام ( در ردّ شبهات مسيحيان ) .
2 - ايقاظ النائمين ( ردّ فرائد گلپايگانى ) .
3 - تنبيه الغافلين .
4 - حق المبين ( در ردّ بهائيت ) .
5 - راهنماى دين ( در ردّ بهائيت ) .
6 - مدينة الاسلام و روح التمدن .
7 - مرآة العارفين فى دفع شبهات المبطلين .