تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ علماى بلخ ( فارسي ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
ايوب طبرانى از طريق او رواياتى را نقل كرده‌اند « 1 » . ابن عدى گفته است : من از ابو محمّد عبد اللّه بن محمّد فريابى شنيدم كه مىگفت : من وارد مصر شدم ، به خدمت حرملة بن يحيى رسيدم ، از او رواياتى را يادداشت كردم و كتاب عمرو بن حارث و كتاب الفوائد يونس بن يزيد را بر او خواندم . آن‌گاه به محضر احمد بن صالح رسيدم و از وى درخواست روايت كردم . امّا او تقاضايم را رد كرد ، من كتاب يونس را در حضورش پاره كردم . بعد پشيمان شدم و با خود گفتم كاش آن را پاره نكرده بودم ، اگرچه وى راضى نمىشد كه به درخواستم پاسخ مثبت دهد و برايم نقل روايت كند . سپس گفتم : به خداوند پناه مىبرم از آن اخلاق بد ، ابو سعيد بن يونس راست مىگفت ، آن‌جا كه گفت : اگر خدشه‌اى به عدالت او وارد شود آفتى جز كبر نداشت كه گناهى بزرگ است « 2 » . ابو حاتم گفته است : او مردى ثقه است . ابو بكر بن مقرى كه از شاگردان او به‌شمار مىرود مىگويد : ابو محمّد عبد اللّه بن محمّد فريابى ، مردى صالح و ديندار بود و در سال 310 ه . وفات يافته است « 3 » . ذهبى مىگويد : از وى يك سفرنامه ، به نام الرحله ، به‌جا مانده است « 4 » . طبرانى در كتاب معجم الصغير اسم جدّ او را مسلم آورده است « 5 » . عن عبد اللّه بن محمّد بن مسلم ( سلم ) فريابى باسناده عن عبد اللّه بن مسعود ، عن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله قال : خداوند به دو نفر از بندگانش خطاب مىكند ، من به شما مال و اولاد فراوانى دادم ، و به يكى از آن دو مىفرمايد : اى فلان فرزند فلانى ، او پاسخ مىدهد بله اى پروردگار من ، و خداوند مىفرمايد : آيا من به تو مال و اولاد بسيارى نداده‌ام ؟ جواب مىدهد پروردگارا چنين است ، خطاب مىشود با آن اموال چه كردى ؟ مىگويد : آن اموال را براى فرزندانم گذاشته‌ام مىترسيدم كه آنها بعد از من فقير شوند ، خداوند عالم مىفرمايد : اگر تو به من اعتماد مىداشتى من امور آنها را كفايت مىكردم و تو كم
هامش
( 1 ) - سير اعلام النبلاء ، ج 14 ، ص 306 ؛ تاريخ الاسلام ، ذهبى ، حوادث سالهاى 311 - 320 ه . ، ص 630 . ( 2 ) - سير اعلام النبلاء ، ج 12 ، ص 173 . ( 3 ) - همان ، ج 14 ، ص 306 . ( 4 ) - تاريخ الاسلام ، ذهبى ، حوادث سالهاى 311 - 320 ، ص 630 . ( 5 ) - معجم الصغير ، ج 1 ، ص 215 .