عازم جوزجان شد و در بين راه در شهر فارياب مرقد محدّث بزرگ اسلام ابو سليمان جوزجانى را زيارت كرد ، در جوزجان به سوى مشهد يحيى بن زيد شتافت و او را نيز زيارت كرد . او در راه بازگشت به بلخ در واشگرد به زيارت ابو عبد الرحمان حاتم اصم بلخى شتافت و در سال 588 ه . به بلاد ماوراء النهر رفت كه در سفرى به شهر كولاب توانست به زيارت عارف بزرگ شقيق بن ابراهيم بلخى نايل شود . صفى الدين واعظ يك بار ديگر نيز قبر شقيق را زيارت كرد « 1 » .
صفى الدين ابو بكر عبد اللّه بن محمّد واعظ بلخى كه تاريخ وفات او معلوم نيست يكى از مورّخان توانا بهشمار مىرود . وى نويسندهء كتاب فضايل بلخ است كه در سال 610 ه .
آن را به اتمام رسانيد . كتاب مذكور كه به زبان عربى نوشته شده از اوصاف شهر بلخ ، تاريخ بناى آن ، نهرها و درختان و ميوهها و باغها و گلها و نيز مساجد ، مدارس ، عمران و آبادى شهر و علما ، شيوخ ، شاهان و وفور جمعيت و فراوانى نعمت ، وسايل زندگى ، آرامش و امنيّت گفتوگو كرده است . اين كتاب در سال 676 ه . توسط عبد اللّه بن محمّد بن قاسم حسينى بلخى به فارسى ترجمه شد « 2 » . اين كار به تشويق فخر الدين ابو بكر عبد اللّه بن ابى فريد انجام گرفت كه به نام اين شخص ترجمه و به وى اهدا شده است .
در كتاب فضايل بلخ از عبد اللّه عمر نقل شده كه در ناحيهء مشرق شهرى است كه به آن بلخ مىگويند و آن شهر جبّاران و متكبّران است و آن دومين شهر دنياست كه پيش از آن شهرى نبوده مگر شهر آدم عليه السّلام كه آن را در سرزمين هند بنا كرد و نام آن شهر اوق است و پس از آن شهر بلخ است كه آن را قابيل كشندهء هابيل بنا نهاد . مرقد و مشهد هابيل در شهر بلخ است . آن موضع ميدان گشتاسب خوانده مىشود . اگر شرف و بزرگى آن تربت پاك نبود ، بر آن شهر عذاب الهى نازل مىشد و لكن خداوند عذاب را از آن شهر به بركت روضه پاك هابيل اولين شهيد تاريخ دفع مىگرداند .
حسن بصرى نقل كرده كه تربت پاك پيامبر خدا ايوب صابر عليه السّلام در ميدان گشتاسب است . روايت ديگرى در اين كتاب نقل شده كه حضرت ابراهيم خليل الرحمان از شهر بلخ گذشت و به موضعى رسيد كه آن را « اسپرس » مىگفتند . اسپرس در زبان قديم به
هامش
( 1 ) - مقدمهء فضايل بلخ .
( 2 ) - تركستاننامه ، ج 1 ، ص 102 .