ميدان اسبدوانى مىگفتهاند كه ميدان آن شهر است . فرشتهاى همراه حضرت ابراهيم به عنوان موكّل زمين و به نام « صلصايل » بوده كه در بعضى از روايات « صرصربايل » ذكر شده است . حضرت خليل الرحمان از آن فرشته پرسيد : اين چه جايى است ؟ . . . آن فرشته گفت : يا خليل اللّه فرود آى كه اين بقعهاى مبارك است و در اينجا پيامبرى از پيامبران خدا مدفون مىباشد . حضرت ابراهيم فرود آمد ؛ وقت نماز بامداد بود ؛ دو ركعت نماز بامداد را بهجاى آورد و چون سلام داد ، سر به سوى پروردگار بلند كرد و مشغول دعا شد و چنين گفت : بار خدايا ، جويهاى اين شهر را پرآبدار و درختانت آن را پر ميوه و پربار گردان و به علماى اين شهر بركت عطا فرما . روايت ديگرى را از عبد اللّه عمر نقل كردهاند و آن اين است : در سرزمين خراسان در شهر بلخ تلّى است كه آن را تل گشتاسب گويند و بر آن روضهء پيامبرى است كه در روز محشر از اين امت با وى هفتاد هزار شهيد جمع مىشود .
از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله روايت شده است كه حضرت فرمود : ايوب صابر عليه السّلام بر تلّ گشتاسب آسوده است و بر هر دروازهء آن هفتاد هزار فرشته هستند كه استغفار و تكبير و تمجيد و تهليل مىكنند و ثواب آن را به اهل بلخ مىبخشند .
حماد بلخى روايت مىكند كه در شهر بلخ ، مدفن پيامبرى است كه خداوند به واسطهء وجود اين مرقد بلاها را از آن شهر دفع مىفرمايد .
متوكّل بن حمران چنين گفته است : در روستاى باشت بلخ ، مدفن پيامبرى وجود دارد .
عمر بن هارون بلخى روايت مىكند كه من به قصد تحصيل علم از بلخ بيرون آمدم . در كشتى نشستم و به جانب بصره حركت كردم تا به جزيرهاى رسيدم . در آنجا جمعى ساكن بودند . مردى از آن جمع از من پرسيد : از كدام شهر مىآيى ؟ . . . گفتم : از بلخ . گفت :
ميدان گشتاسب را مىدانى ؟ گفتم نه . آن مرد گفت : حق تعالى را پيامبرى است كه بين تلّين مدفون است « 1 » .
شيخ الاسلام صفى الدين واعظ بلخى ، در كتاب فضايل بلخ نقل كرده است كه عموم مردم به هفده نفر فخر مىكردند ؛ زيرا آنها در روزگار خودشان بىبديل بودند . چهار نفر آنها در علم تفسير و علم قرائت مشهور بودند : 1 - عطاء بن عبد اللّه بن ميسره جوزجانى
هامش
( 1 ) - مجلهء آريانا ، سال 8 ، ش 11 ، ص 4 .