[ 336 ] عبد القادر بن گداى بيگ ذرّه
ملّا عبد القادر ذرّه در روستاى خرّم از توابع سمنگان پا به عرصه وجود نهاد و علوم متداول را در زادگاهش فراگرفت ؛ آنگاه به مزار شريف رفت . او طبعى به غايت نيكو داشت و در اقسام نظم از قبيل قصيده ، غزل ، قطعه ، مخمّس و رباعى متبحّر بود . ذرّه در سال 1327 ه . جهان فانى را بدرود گفت . ابيات ذيل از اوست « 1 » :
در انتظار روى تو اشكم چكيدنى است * اين هجر جانگداز تو را ديده ، ديدنى است
گر اين بود گرانى بار فراق تو * حاجت به شبهه نيست كه قدّم خميدنى است
از دوش بر زمين بنهم بار حادثات * زيرا كه حادثات زمين را كشيدنى است
بىپرده رفت دختر از سوى بزم غير * ذرّه يقين كه پردهء عفّت دريدنى است
* * *
از كجا اى بت من تازه و تر مىآيى * همچو گل ، همنفس باد سحر مىآيى
گر ندارى سر صيد دل عشاق حزين * از چه دامن زده بر طرف كمر مىآيى
[ 337 ] عبد القدوس قدسى
عبد القدوس از شعراى قرن 11 ه . در سرزمين بلخ بود و در ايام حكومت سبحان قلى خان مىزيست . او در شعر و شاعرى اقتدار كامل داشت و از تاريخ ادبيات سرزمينش
هامش
( 1 ) - دايرة المعارف آريانا ، ج 3 ، ص 614 .