تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ علماى بلخ ( فارسي ) — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣
جبهتى ، ثمّ مسح صدرى و بطنى ، ثمّ قال : اللّهمّ اشف سعدا و أتمم له هجرته « 1 » ؛ از عايشه دختر سعد نقل شده است كه او گفت : پدرم مىگفت ؛ من در مكه بيمار شدم ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله به عيادت من آمد ، در كنار من نشست و دست مباركش را بر پيشانى من نهاد و نيز بر سينه و شكم من دست كشيد و گفت : بار خدايا سعد را شفا عنايت فرما و هجرتش را به پايان رسان .

[ 332 ] عبد الصمد بن محمود فاروقى فارابى

ظهير الدين عبد الصمد فاروقى در سرزمين ادب‌پرور فارياب به جهان هستى قدم نهاد . وى در علم فقه و اصول استاد و صاحب‌نظر بود و آثارى از او برجاى مانده كه مىتوان به كتابهاى طوالع الانظار و نيز شرح منهاج الاصول الى علم الاصول اشاره كرد . اين دو كتاب در سال 707 ه . به پايان رسيده‌اند و مربوط به شرح اصول قاضى بيضاوى هستند « 2 » .

[ 333 ] عبد العزيز بن عبد الغنى حيرت بلخى

عبد العزيز حيرت بلخى ابتدا كتب متداول عربى را در نزد پدرش قاضى عبد الغنى آموخت . آن‌گاه براى تكميل تحصيلات خود به بخارا و ديگر شهرهاى ماوراءالنّهر سفر كرد و در مدتى كوتاه به مقام عالى علمى دست يافت . او در تركستان به منصب قضاوت رسيد و به امور قضايى و حقوقى مردم رسيدگى مىكرد . عبد العزيز حيرت سرانجام در سال 1250 ه . داعى اجل را لبيك گفت « 3 » .
هامش
( 1 ) - مستدرك على الصحيحين ، ج 1 ، ص 159 ، 492 ؛ السنن الكبير ، ج 1 ، ص 369 ؛ المغنى فى الضعفاء ، ج 2 ، ص 396 ؛ ديوان الضعفاء و المتروكين ، ج 2 ، ص 114 . ( 2 ) - معجم المؤلفين ، ج 5 ، ص 237 ؛ كشف الظنون ، ج 2 ، ص 1116 ؛ هدية العارفين ، ج 1 ، ص 574 ؛ ايضاح المكنون ، ج 2 ، ص 590 . ( 3 ) - دايرة المعارف آريانا ، ج 3 ، ص 581 .