[ 306 ] عبد الرحمان بن احمد بلخى امينى نجّار
ابو سراقه عبد الرحمان امينى بلخى نجّار ، يكى از شعراى بلندآوازهء بلخ بود و در ضمن به كار درودگرى اشتغال داشت . وى از مدّاحان سلطان يمين الدوله بود . او شنيدن موسيقى را دوست مىداشت « 1 » .
تاريخ ادبيات ايران ، نام او را احمد بن احمد امينى نجّار آورده است ؛ ولى نام واقعى اين مرد بزرگ ابو سراقه عبد الرحمان بن احمد بود و شايد احمد نام جدّش بوده است .
چون پدرش نجّار بوده ، به اين نام شهرت يافته است . او يمين الدوله سلطان محمود غزنوى را ستوده است .
ابو سراقه عبد الرحمان امينى بلخى نجّار با جمعى از فصحاى آن روزگار مانند عنصرى بلخى مصاحبت داشته و اشعارش نظير اشعار بيشتر فصحاى آن عصر است . در بعضى از تذكرهها ، اين ابيات را به نام او ثبت كردهاند « 2 » :
زرهپوش ترك من آن ماه پيكر * زره دارد از مشك بر ماه انور
كه ديدست مشك مسلسل زرهسا ؟ * كه ديدست ماه منوّر زرهور
به مشك اندرش تير و بهرام و زهره * به ماه اندرش سوسن و مشك و عنبر
دو ياقوت خوانم لبش را نخوانم * كه ياقوت را كى بود طعم شكر
به نزد من آمد كمر بسته روزى * يكى صدره پوشيده همرنگ اخضر
فلك خواندمش زانكه ديدمش تابان * رخانش چو ماه و كمر چون دو پيكر
مرا گفت اى رهرو راه دانش * سفر كرده و گشته گيتى سراسر
نگويى كه اين اهل معنا به دنيا * مسافر نه اندر جهان ، نه مجاور
ز شاهان و از خسروان زمانه * چه آنكه مقدّم ، چه آنكه مؤخر
چو محمود خسرو نبود و نباشد * سفر پيشه شاه و سفر كرده بىمر
هامش
( 1 ) - لباب الالباب ، ص 277 .
( 2 ) - تاريخ ادبيات ايران ، ج 1 ، ص 599 .