يك سخن گر از لب لعلش به هر مجلس رود * سرنگون گردد صراحى ، آتش افتد در شراب
در تمناى بناگوش تو هر شام و سحر * مىدود بر گرد كويت ماه با صد اضطراب
زلفت از باد صبا هرگه عبير افشان شود * خون شود در ناف آهو از خجالت مشك ناب
چاك زد جيب دلم ، جانم به خاك و خون سرشت * ناوك ناز نگاه چشم مست نيم خواب
آنچنان بگريستم از هجرت اى گلرخ كه تا * چرخ بر درياى اشكم گشت مانند حباب
نشنوى داد حميدى را و مجروحش كنى * دفتر درد و غمم بسيار دارد فصل و باب
[ 305 ] عبد الخالق بن ابى مالك بلخى صوفى
ابو محمّد عبد الخالق بن ابى مالك بلخى صوفى ، از روات قرن پنجم هجرى است . او تحصيلاتش را در بلخ به پايان رسانيد و براى كسب حديث به شهرهاى خراسان سفر كرد و سرانجام ساكن شهر سمرقند شد . وى در سال 448 ه . در اين شهر در مسجد مناره به تدريس حديث پرداخت . اين روايت از اوست :
عن ابى محمّد عبد الخالق بن ابى مالك بلخى صوفى ، باسناده عن أنس بن مالك قال :
انّ رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله قال : من قال لا إله إلّا اللّه مخلصا دخل الجنّة « 1 » ؛ فرمود : هركه ذكر لا إله الا اللّه را با اخلاص بگويد وارد بهشت مىشود .
هامش
( 1 ) - القند فى ذكر علماء سمرقند ، ص 387 .