تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ علماى بلخ ( فارسي ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
سال 390 ه . در شهر سرخس قدم به عرصه جهان نهاد . او در سال 490 ه . در شهر بلخ جهان را بدرود گفت ، و در مقبرهء نوبهار در جوار قاضى ابو مطيع به خاك سپرده شد . اگر چه محققان در تاريخ مرگ شمس الأئمّه اختلاف‌نظر دارند ولى او را به علم و دانش ستوده‌اند . شمس الدين داراى مناقب زيادى است ؛ رجال‌شناسان او را اين‌گونه معرفى كرده‌اند : سرخسى الاصل ، بخارى الموطن ، فرغانى المحبس ، حنفى العلم ، و وافى الصيت و البلخى الدفن . امام شمس الأئمّه از شاگردان عبد العزيز بن احمد بن نصر بن صالح حلوانى بخارى فقيه بزرگ حنفى است ، وى چنان براى كسب دانش تلاش مىكرد كه ضرب المثل شده بود . شيخ الاسلام ابو على احمد بن محمّد بزدوى مىگويد : در ماوراءالنهر ، و در دورترين نقاط آن سرزمين عالم متبحرى كه نظير امام شمس الأئمّه يافت نمىشد و نيز اضافه مىكند كه من در خدمت شمس الائمّه حلوانى درس مىخواندم و براى پيشرفت و يادگيرى علوم بسيار تلاش مىكردم . همه كوشش من آن بود كه از ياران و دوستانى كه با من درس مىخواندند پيشى بگيرم ولى مىديدم كه شمس الأئمّه سرخسى همچون رقيبى گام به گام من حركت مىكند و كوشش مىنمايد تا پيش از من به سرمنزل مقصود برسد . پس بر كوشش و تلاش خود افزودم و هميشه در اين فكر بودم كه لحظه‌اى در اختيارم قرار بگيرد كه شمس الأئمّه ، عقب بماند ، تا من از او پيشى گيرم . در آن هنگام عيدى را در پيش‌رو داشتيم ، با خود گفتم روز عيد تعطيل است ؛ پس از نماز در گوشه‌اى مىنشينم و درس مىخوانم تا از شمس الأئمّه جلو بيفتم . نماز عيد را خواندم و فرصت را غنيمت شمرده مشغول درس شدم . بعد از چند روز معلوم شد كه شمس الأئمّه نيز آن فرصت را از دست نداده و از من بيشتر تلاش كرده است . عده‌اى از حسودان و سخن‌چينان سيه‌بخت از شمس الأئمّه ، به پيش ابراهيم تفغاچ خان بن نصر خان حاكم بخارا بدگويى كردند ، ابراهيم خان حاكم بخارا شمس الأئمّه را به اوزگند تبعيد كرد و فرمان داد كه او را در اين شهر زندانى كنند . بسيارى از علما ، طلاب و دانشجويان بدان سرزمين رهسپار شدند ، تا از دانش شمس الأئمّه بهره جويند . درحالى كه آن فقيه دانشمند هيچ‌گونه كتاب و شرحى در اختيار نداشت ، دروس خود را آغاز كرد ، و كتابهاى بسيارى را املا نمود كه از آن جمله كتاب مبسوط است كه در 15 جلد