ك
[ 540 ] كمال الدين عاشق بلخى
مولانا ابو الخير كمال الدين عاشق بلخى ، از اجلّهء علما و اكابر عرفا و اعيان بلخ در سدهء دهم هجرى بود كه با كمال احترام در بلخ مىزيست . او معاصر سلطان جنايتكار گستن قرا سلطان پسر جانى بيگ از امراى شيبانيّه و حكمران بلخ بود . عاشق بلخى نه تنها يك مدرّس و مدرسهنشين بود ، بلكه در امور اجتماعى نيز شركت داشت و در حلّوفصل مسائل قومى و حكومتى دخالت مىكرد . وى در علم عروض و قافيه نيز توانى كافى داشت . كمال الدين عاشق در سال 936 ه . كه از سفر هند بازمىگشت در ميان راه با مأموران سلطنتى درگير مىشود و اين ماجرا را به نظم درمىآورد كه مطلع آن اين است :
اين واقعه را كه چرخ از او غمگين است * تاريخ گرفتن كمال الدين است
اين سلطان جانى بلخ در سال 950 ه . به بيمارى جنون مبتلا شد و بر اثر اين بيمارى دو نفر از عالمان متبحّر اين شهر ، به نامهاى مولانا حسين بلخى و مولانا عبد الرحمان بلخى ، را بدون جرم و گناهى به قتل رسانيد و همچنين مولانا كمال الدين عاشق بلخى را تبعيد كرد .
ملّا درويش محمّد مفتى كه خود از علماى متبحّر و شاعر نامى آن روزگار بود در كمال ظرافت تاريخ تبعيد شدن مولانا عاشق بلخى را به نظم درآورده است . از مضمون اين ابيات برمىآيد كه اين شاعر واسطهء بين سه دربار بوده است .
اى مردم شهر شكر سلطان گوييد * در شهر شما كدورت غير نماند
چون لنگ ابو الخير برآمد از شهر * تاريخ بجز لنگ ابو الخير نماند
در سال 954 ه . بين شاه و برادرانش ميرزا هندال و ميرزا كامران اختلاف بهوجود