تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ علماى بلخ ( فارسي ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
به مباحثه و مناظره مىنشست . سيّد قاسم با داشتن طبع روان و حكيمانهء خود به سرودن شعر روى آورد و در مدتى كوتاه در قلوب هزاران انسان نفوذ كرد . اشعار دلپذيرش در دلهاى عاشقان جاى گرفت و مردم ، ابيات شيرين او را در كوچه و بازار و در شهر و روستا ترنّم مىكردند . وى يكى از انديشمندان قرن 13 ه . است و عمر پربركت خود را در نشر علوم اهل البيت عليهم السّلام صرف كرد . او مردى درشت هيكل بود و چهره‌اى نورانى و محاسنى پرپشت و زرد رنگ داشت ؛ صدايش به تناسب اندامش بسيار قوى و بلند بود . سيّد قاسم در زمان حكام مستبد و خودكامه ، به‌ويژه در زمان سردار خونخوار عبد الرحمان كه بين شيعه و سنّى تخم نفاق و عداوت را كاشته بود ، سربرداشت و بدون ترس و هراس در هر محفل و مجلس مدح اهل البيت عليهم السّلام را در قالب اشعار بيان مىكرد . او به مردم آداب جهاد و مبارزه و دين و معاشرت مىآموخت و با آنها مهربان بود و با نرمى سخن مىگفت و خود را نيز در رنج و درد ايشان شريك مىدانست . وى مردى پاكيزه نفس بود و اعمال مستحب را ترك نمىكرد و در طول سال روزه مىگرفت و به اصطلاح صائم النهار و قائم الليل بود . او از مال دنيا بهره‌اى اندك داشت و به مقدارى نان خشك و شير و يا نمكى سدّ جوع مىكرد . شيعه و سنّى براى او احترام خاصى قايل بودند . وى با علماى اهل سنّت ارتباط ويژه‌اى داشت و آنها شيفتهء كلام سحرآميز سيّد مىشدند و از او به عنوان يك عالم زاهد و پرهيزگار ياد مىكردند . سيّد قاسم خود را نسبت به جامعه‌اش مسؤول مىدانست و بىپرده سخن مىگفت . وى لحظه‌اى از حق چشم‌پوشى نمىكرد و دفاع از مستضعفان و قيام در برابر ظالمان را يك فريضهء الهى مىدانست . او شاهان و حاكمان نالايق را مورد سرزنش قرار مىداد و آنها را در مجالس و محافل عمومى هجو مىكرد و مطلعى از اشعار انقلابى او گواهى روشن بر اين مدعى است :
بلعجب عصرى عزيزان اندرين كاخ دو در * شور و شر بسيار مىباشد . درين دور قمر
اين عالم مسؤول همواره با بىبندوبارى و اشاعهء فحشا مبارزه مىكرد و با جرأت زايدالوصفى كه داشت از اعمال فاسد حكّام وقت انتقاد مىكرد و آنها را امر به معروف و نهى از منكر مىنمود . او عقيده داشت اگر زمامداران خودسر گوش شنوا ندارند ، لااقل