تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ علماى بلخ ( فارسي ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
ايام ماه مبارك رمضان و شبهاى قدر معتكف مىشدند و آن قدمگاه را ميله جاى بابا ولى نام نهادند . به‌هرحال ، مير سيّد على با گرد و غبار سفر وارد بخارا شد و به دنبال منزل پدر گشت . سراغ پدر را از سيّد سمرقندى گرفت . سيّد سمرقندى او را به خانهء خود دعوت و از مهمان عزيزش به گرمى استقبال كرد . صبحگاهان مير سيد على را به منزل پدرش برد . پدر تا نظر به جمال فرزندش كرد ، همچون يعقوب ، يوسف‌وار او را در آغوش كشيد . سيّد دست پدر را بوسيد . آن‌گاه به نزد مادر عزيزش آمد و با ديدن او خداى را سپاس گفت . مير سيّد على با دختر سيّد جمال الدين بركه سمرقندى ازدواج كرد و صاحب فرزندى به نام مير سيّد محمّد شد . ديرى نپاييد كه پدر و مادر و نيز همسر خود را از دست داد و از فقدان آنها به شدّت اندوهناك گرديد . تحمل مرگ همسر براى اين مرد بزرگ و نيز نگهدارى فرزند بسيار دشوار بود و جاى خالى آنها را نمىتوانست ببيند . از همين‌روى تصميم گرفت كه بخارا را براى هميشه ترك كند . دست مير سيّد محمّد را گرفت و از بخارا عازم هرات شد . مؤلف كتاب سلسلة الذهبية الحسينيه مىگويد : ابو البركات مير سيّد على از بخارا به هرات نزد پسرعموهايش رفت و چند صباحى در آن شهر ماند و دار الحكومهء هرات را به مقصد بلخاب ترك كرد « 1 » . جامى بلخى از دانشمندان عصر خود به‌شمار مىرفت . او تأليفاتى دارد كه از آن جمله مىتوان كتاب حديقة الحقيقه را نام برد . هم‌اكنون يك نسخه خطى از كتاب مذكور در كتابخانه مركزى دانشگاه تهران موجود است . عدّه‌اى از مورّخان آن كتاب را منسوب به شيخ احمد جامى مىدانند . جامى بلخى خود از مردم بلخاب بود و از طرف شاهرخ به عنوان حاكم بلخاب انتخاب شد . شرف الدين ابو البركات مير سيّد على در سال 810 ه . وارد بلخاب شد . وى از طرف حاكم دانشمند بلخاب و سيّد جلال الدين ، خواهرزاده سيّد مير عرب ، مورد استقبال قرار گرفت . جامى بلخى املاكى به مير سيّد على واگذار كرد و با پيشنهاد او ، وى با دختر سيّد مير عرب ازدواج كرد و از همسر جليل‌القدر خود صاحب چهار پسر به نامهاى مير سيّد حسين ، مير سيّد حسن ، سيّد عبد اللّه و مير سيّد
هامش
( 1 ) - سلسلة الذهبيه ، خطى و بدون صفحه است .