تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ علماى بلخ ( فارسي ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
او را ثقه مىدانند . تعدادى از محدّثان نيز او را در شمار ضعفا آورده‌اند « 1 » . وى از بندگان خوب خداوند بود . عثمان بن عطا مىگويد : پدرم علمش را به ديگران مىآموخت و با فقرا مىنشست و آنها را نصيحت مىكرد . اكثر محققان رجال‌شناس تاريخ وفات او را سال 135 ه . مىدانند و مىگويند وى در شهر اريحا درگذشت ، بدنش را به شهر قدس حمل كردند و در اين شهر به خاك سپرده شد « 2 » . عتبة بن حكم مىگويد : ما عده‌اى از جوانان در حضور عطاء بن ميسره نشسته بوديم كه او گفت : بچه‌ها علم را خوب بياموزيد و خوب بنويسيد . اگر از شما كسى باشد كه خوب ننويسد يا كاغذ نداشته باشد ، من به او كاغذ مىدهم و او را كمك مىكنم « 3 » . عطاء بلخى مىگويد : حاجت خواستن از جوانان آسان‌تر از پيرمردان است ، مگر شما در داستان يوسف و برادرانش نديده‌ايد كه آن حضرت به آنها گفت : امروز ملامت و توبيخى بر شما نيست ، خداوند شما را مىبخشد و او ارحم الراحمين است « 4 » . پدرش يعقوب نيز در جواب فرزندان گفت : به زودى براى شما از پروردگارم آمرزش مىطلبم كه او غفور و رحيم است « 5 » . عطاء بلخى مىگويد : اگر در جامعه 5 گناه رواج يافت بايد انتظار 5 پيامد را داشت : اگر رباخوارى در جامعه رواج يافت مردم از حادثه زلزله در امان نيستند ؛ اگر عده‌اى ظالم حكومت را در دست گرفتند باران نمىبارد ؛ اگر زنا در جامعه شايع شد عمرها كوتاه و مرگ‌وميرها زياد مىگردد ؛ اگر مردم از پرداخت زكات سرباز زنند حيوانات هلاك مىشوند ؛ اگر به حقوق اهل ذمه تجاوز شود ، حوادث ناخوش‌آيند روزگار را درپى دارد « 6 » . عطاء بلخى به سندى از عبد اللّه بن عمر نقل مىكند كه مردى به محضر رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله مشرف شد و عرض كرد : يا رسول اللّه اسلام چيست ؟
هامش
( 1 ) - سير اعلام النبلاء ، ج 6 ، ص 141 . ( 2 ) - تاريخ ابو زرعه ، ص 87 ؛ شرح السنه ، ج 2 ، ص 35 ؛ تاريخ التراث العربى ، ج 1 ، ص 55 . ( 3 ) - القند فى ذكر علماء سمرقند ، ص 580 . ( 4 ) - يوسف / 92 . ( 5 ) - يوسف / 98 . ( 6 ) - حلية الاولياء ، ج 6 ، ص 196 .