تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ علماى بلخ ( فارسي ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
شاهدى از شما نيكوتر از كجا پيدا كنم ، هركسى را كه تو گواه باشى واجب است به او احسان شود . و سيم بن جميل بغلانى مىگويد : عصام بلخى روزى ده هزار درهم به مردمان صالح فقير مىداد و تا آن زمان 108 برده آزاد كرده بود . او ملك خالصى داشت كه درآمد آن سالانه به هفتصد هزار دينار مىرسيد و او اين عايدى را ، به‌خصوص در زمان قحطى و گرسنگى ، در اختيار مستحقان مىگذاشت . نقل شده است كه طلحه از جنگ كابل بازگشت ، وقتى به بلخ رسيد لشكرش را در خانه‌هاى مردم جاى مىداد و صاحبان خانه را بيرون مىكرد . مردم نزد عصام بلخى آمدند و از ظلم و جنايات طلحه شكايت كردند . عصام ، طلحه را خواست ، او را نصيحت كرد ولى او اجابت نكرد و تهديد كرد كه از سرهاى مردم مناره‌ها مىسازم . عصام در روز جمعه بر سجاده نشست ، دو ركعت نماز خواند ، به دعا و نيايش پرداخت ، اشكهايش سرازير شد و گفت : اى خداى عادل شرّ اين ظالم را از سر مردم كوتاه كن و هنوز شب نرسيده بود كه خبر آوردند طلحه به مرگ مفاجات مرده است . عدّه‌اى بر در خانه‌اش گريه مىكردند و مىگفتند : اى كشتهء عصام . و آن عالم بزرگ مستجاب الدعوه بود . شعبى گفته است : عصام هزار و هفتصد دعا را از حفظ داشت و من نافع‌تر و مؤثرتر از آنها نيافته‌ام « 1 » . عصام بن يوسف بلخى از محدّثان برجستهء شهر بلخ به‌شمار مىرفت . او رواياتش را از سفيان ثورى و شعبه نقل مىكرد « 2 » . ابن حجر مىگويد : ابن عدى ، ابن حبّان و ابن سعد ، عصام بن يوسف بلخى را از جمله ضعفا شمرده‌اند . خليلى او را ثقه مىداند . ابن حبّان مىگويد : عصام از عبد اللّه بن مبارك روايت كرده است . وى در هنگام ركوع و برداشتن سر از سجده دست‌هايش را بالا مىبرد . او همچنين يادآور مىشود چه‌بسا وى در نقل روايت دچار خطا شده است « 3 » . از ابو محمّد قريشى نقل مىشود كه عصام گفت : در مجلس تعزيه شركت داشتم و در
هامش
( 1 ) - فضايل بلخ ، ص 196 . ( 2 ) - الكامل فى ضعفاء الرجال ، ج 5 ، ص 371 ؛ الطبقات الكبرى ، ج 7 ، ص 379 ؛ لسان الميزان ، ج 4 ، ص 658 . ( 3 ) - الثقات ، ج 8 ، ص 521 ؛ الطبقات ابن خيّاط ، ص 603 .