تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مشاهير مدفون در حرم رضوى ( فارسي ) — صفحة 507

مساهمون:

ص٥٠٧
شكر اندرش مزيد نعمت ، هر نفسى كه فرومىرود ممدّ حيات است و چون برمىآيد ، مفرّح ذات . پس در هر نفس دو نعمت موجود است و بر هر نعمت شكرى واجب » . اين نوآورى چنان جاذبه داشت كه مردم از همه جا به پاى سخنان او كشيده مىشدند . ايشان در شهرهاى بزرگى مانند تهران ، قم ، همدان و يزد به وعظ مىپرداخت و در مخاطبان خود شور ايمانى خاص برمىانگيخت . در همدان پاى منبرش مسلمانان ، يهود و نصارى شركت كرده و تحت تأثير سخنان او اشك از چشمانشان جارى مىشد . در تهران جاى افراد به دليل كثرت شركت‌كنندگان خريدوفروش مىشد . صاحب آثار الحجه مىنويسد : « بلاغت و فصاحت اين نادرهء زمان براثر توجهات و عنايات خاصّه حضرت فاطمهء معصومه بوده است . وى ابتدا در قم در كمال عسرت و تنگدستى زندگى مىكرد و در آغاز كار تبليغ ، صوت و صداى گيرايى نداشته و منبرش با استقبال مردم مواجه نمىشده است ، تا آنكه زمانى براى تبليغات اسلامى به اراك رفت و چون منبرش نگرفت ، يكى از روحانيان آن شهر ، مبلغى به عنوان هزينه راه به ايشان داد و او را روانهء اصفهان كرد ، ولى در اصفهان توقف نكرد و ازآنجا پياده به مقصد يزد رهسپار شد ، نزديك نوگنبد راه را گم كرده و به بيراهه رفت . چون مسافت زيادى را پيمود و راه به جايى نبرد ، براثر گرسنگى و تشنگى از ادامه راه باز ماند و از همه جا مأيوس بر زمين نشست و با توسّل به حضرت معصومه عليه السّلام و الحاح به پيشگاه خداوند متعال ، با دلى بريان و چشمى گريان ، عرض كرد : اى دختر موسى بن جعفر چندين سال در جوار تو رنج تحصيل بردم و مجاور بودم ، آيا رسم مهمان‌نوازى همين است ؟ و گريه بسيار مىكند . ناگهان صدايى مىشنود كه او را به نام صدا مىزند : « برخيز و آب بنوش » از جا بلند مىشود و از صاحب صدا مىپرسد آب كجاست ؟ او نهر آبى را در