جوهر نور الدّين غلامحسين خان فرزند محمد صادق قريشى
عارف عالم فاضل ، فارسى و عربى و هندى را نيكو مىدانست و به فارسى و اردو شعر مىگفت ، در « محمدآباد - بيدر » هند سكونت داشت ، كتابهاى « فضائل مرتضوى » و « جوهر دانش » از اوست و دومين را به سال 1212 پرداخته است .
در مدح پيامبر اكرم « ص » گويد :
فرستادهء درگه كردگار * نمايندهء راه پراستوار
برايش همه چيز آمد ببود * خداوند او را چها واستود
هيى پيشواى فرستادگان * برآرندهء كام آزادگان
رسانندهء نامهء كردگار * پى بندوبست همه روزگار
* * *
چه هند و چه سند و چه روم و چه زنگ * ز كيشش همه تازه با آب و رنگ
* * *
زهى پيشواى مهان و كهان * بزرگ و شهنشاه شاهنشهان
شهنشاه با داد و دانش دليست * سپهدار با فروبينش دليست
ز انگشت مه راد و پيكر نمود * هلال ابروش چون خدنگ آزمود
چو بود او همى سايه كردگار * نبوده از آن سايهاش آشكار
غبارى ز خاك رهش بىگمان * بود سرمهء ديدهء سروران
جهرمى سيد حسين فرزند لطف اللّه موسوى جهرمى
از شاعران سدهء سيزدهم ، جنگى براى سيد علينقى صدر الأفاضل جهرمى شيرازى فراهم آورد و در آن بعضى از اشعار خود را نيز افزود .