ترك و تازيك و عرب ار مؤمن ار كافر بود * كرده است هريك از ايشان حمد حق ورد زبان
كعبه و بتخانه و دير و حرم هرجا كه هست * عالمى را رو بسوى اوست كش نبود مكان
مقصد و معبود او هر چيز « شىء » صادق است * جمله را هستى از آن كو را نمىباشد نشان
حزينى سيد مير محمد فرزند ابو طالب موسوى استرآبادى
دانشمندى است جامع ، اديب نيكونگارش ، از شاعران سدهء دهم ، دوستدار اهل بيت عليهم السلام ، داراى تأليفاتى متعدد چون « تفسير آية الكرسى » و « سرور النساء » و « حدائق اليقين » و « حديقة الرياحين » و « شرح خطبة البيان » .
از اوست :
از بعد دلايل الهى * با شرح و بيان آن كما هى
معلوم شدت كمال آن شه * كز رفعت او شدى تو آگه
يعنى كه على ذى المعالى * دينپرور و سرور اعالى
غواص لآلى معارف * نقاد جواهر عوارف
لطف حق و مظهر عجايب * مستظهر مظهر غرايب
آن كس كه به او كند تولا * مؤمن بود و ز اهل تقوى
صد باره اگر كنى تولا * مؤمن نشوى تو بىتبرا
و در ترجمه گفتار مولا امير المؤمنين « أنا يعسوب الدّين » گويد :
منم سلطان دين و شاه مردان * امام و پيشواى اهل ايمان