با اين علو مرتبه و قدر و منزلت * دارى عجب كه كور و كر و شل دهد شفا
بر كائنات گر نظر از لطف افكند * گردد عقيم مادر درد و غم و عنا
بيدار حاج حسين تبريزى
به فارسى و عربى و تركى شعر مىسرود ، بيشتر شعرهايش عرفانى و در مدح و مراثى حضرات معصومين عليهم السلام مىباشد ، شعر عربى را سست و گاهى مغلوط مىگفت ، ديوان خود را به سال 1312 فراهم آورده است .
او راست :
من در آيينهء دل بسكه جلا مىبينم * چون نظر مىكنم عكس شما مىبينم
طعنه بر من مزن اى پير كهن بادهفروش * همچو موسى ز جبل نور خدا مىبينم
گرچه موسى ز عصى جسته تقرب ز همه * وى عصى ديده و من دست خدا مىبينم
كو سكندر كه دهم مژده بوى زاب حيات * معدن چشمهء حيوان بقا مىبينم
با غم فردوس هم حورى و غلمان و قصور * همه در حب على نور خدا مىبينم
گريه بر فرقت جنت مكن اى آدم و حوا * من كليد همه ابواب هدى مىبينم
چنگ اميد بزن خاك دَرِ يار بيار * ديدهء عقل تو كور است و شفا مىبينم
هركه اكسير بخواهد بود آن حب على * چار اجزاء دگرش زير كسا مىبينم
گرچه ( بيدار ) نبود است در آن روز بلى * كرده بيعت به همان روز وفا مىبينم
بيدل
قربانعلى بيدل قزوينى
اديب شاعر ، اين قصيده ملمع را با همهء سستى ، در سوگ حضرت امام حسين عليه السلام