علوم عقلى مىپرداخت ، در شعر « بكاء » يا « ولى » تخلص مىنمود . كتاب « كسر اصنام الجاهلية » ملا صدرا شيرازى را به سال 1255 نگارش داده و اين ابيات را در ستايش آن گفته است :
چون صنمها را بخواهى بشكنى تدقيق كن * مطلب مطويهء صدراى سالار حكيم
گر شكستى اين صنمها را تو اندر نفس خود * وارهى از ظلمت دنيا و عقبى و جحيم
اى ( ولى ) اصنام اين نفس خبيث بدگهر * بشكنى خاضع شوى يا بى تو جنات نعيم
صورت حيوانيت را گر مبدل كردهاى * سيرت حسنيه اعطا مىكند رب عليم
اين رباعى نيز از اوست :
درويش كسى بود كه نامش نبود * گامى كه زند در پى گامش نبود
در بوتهء قهر اگر بسوزد صدسال * از كس طمع پخته و خامش نبود
بنابجوئى محمد فرزند حسين بنابجوئى مهرابادى
اديب فاضل ، اصلا از بنابجوى از توابع مراغه مىباشد ، احاديثى به سال 1127 در جنگى گرد آورده و اين دو بيت را از خود دانسته است :
چون شدم در درگه حق روسياه * بعد از اين بايد كشم صدگونه آه
بخشد ار جرم مرا آنقدر نيست * من گدا و او كريم و پادشاه
بها ميرزا سيد كاظم فرزند سيد طالب تفريشى
گويا از شاعران سدهء سيزدهم مىباشد با تخلص « بها » ، اشعارى كه از وى به نظر رسيد پيرامون واقعه كربلا و شهادت حضرت امام حسين عليه السلام و ياران آن حضرت سروده شده است .