پاچنارى شيخ عبد الرحيم فرزند كرم على پاچنارى اصفهانى
دانشمند فاضل ، عارف صوفى ، شاعر سست شعر ، در نگارشهايش بسيارى از اشعار صوفيان را مىآورد ، داراى رسائلى است كه بعضى از آنها را به سال 1294 ساخته ، چون « رساله نخليه » و « رساله كلبيه » و « رساله رؤيتيه » و « رساله عصمتيه » و « رساله تبرائيه » .
پزشك ميرزا موسى فرزند محمد تنكابنى
اديب فاضل خوشخط ، لقب و تخلص شعريش « پزشك » ، بيشتر شعرش دينى و كمتر به ديگر مسائل مىپردازد .
در وصف « ليمرا » از قراى تنكابن گويد :
الا شفيق و رفيقى و مخزن ادراك * تو از پزشك شنو نكتها چنان دُر پاك
بهشت روى زمين ليمراى تنكابن * كه ديده است در اين روزگار و خطه خاك
ز ما تشتهى انفس و ما تلذذ أعين * پديد باد ز هر سوى خاك تا افلاك
گل و گياه ببخش بهار و تابستان * فرحفزا و ضيابخش بهر دل غمناك
نمونهاى بود اين ليمراى روحافزا * بباغ و راغ ارم هم بهشت ايزد پاك
پزشك جاى نمايد بهار و تابستان * هواش روحفزا جسم چُست و هم چالاك
هزار حيف بگيرد ز ششجهت مه و ابر * گهى ز ريزش باران به خاك تا بسماك
هواش نمنم و همچون هواى مىخواران * خنكخنك طربانگيز بس بود نمناك
ز قلب مرد بود كر پديد خوش گذرد * بده خدا بخاطر آن شاه سيد لولاك
پوينده ميرزا محمد پوينده همدانى ، مجاهد ديمى
در جوانى با كسب معيشت در روزها ، شبها به تحصيل پرداخت و به قدر استعداد خويش