تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاعران فارسى سرا ( فارسي ) — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠
آن تو و دادن داد دل عاشق هيهات * دل نه ممسوح قدم عشق نه پاافراز است مىنگردد ز دم سرد نفسها خاموش * مشعلى كاتشش از فاعلىهاى كاز است آن غزل گفتن شيرين و طربهاى نوين * ز اوحدى از اثر نغمهء صاحب ساز است درك هرگز نكند معنى نازك هوش دار * آن دل و گوش كه افريفتهء آواز است

باغبادرانى ميرزا عبد الجواد فرزند عبد الرحيم باغبادرانى اصفهانى

اصلا مازندرانى و در اصفهان سكونت گزيد ، واعظ سخنور عارف ، داراى اشعارى متوسط ، مؤلفاتى بسيار نگاشته و همه در مواعظ و تواريخ امامان مىباشد چون « نسائم الرحمه » و « الصاحب » و « مقتل الآل » و « موقظ الغافلين » و « بحر المعجزات » و « رياض المناقب » . او راست :
زينب چو ديد رأس برادر بطشت زر * نالان كشيد آه شرربار از جگر در بر دريد جامهء صبر و شكيب را * گاهى به سينه مىزد و مىزد گهى بسر مىگفت اى شهيد غرقه به خون يا حسين * اى گوشه پارهء جگر سيد البشر اى نور چشم حيدر و اى زادهء بتول * جسمت جدا فتاده و رأست بطشت زر

بافقى شيخ عبد اللّه فرزند مهدى بافقى ، كتابخوان

در كيميا و علوم غريبه متبحر و از دانشهاى ديگر بهره‌اى داشت ، اشعارى نه چندان استوار
شاعران فارسى سرا ( فارسي ) — صفحة 40 | السيد أحمد الحسيني الاشكوري