يزدى
شيخ عبد الخالق فرزند عبد الرحيم يزدى
اصلا قزوينى و گاهى در يزد سكونت داشت و سالهاى آخر عمر در مشهد مقدس اقامت گزيد ، از شاگردان شيخ احمد احسائى و به سال 1268 درگذشت ، داراى مؤلفاتى بود چون « اصول دين » و « انفسنا » و « فضل علم » و « معين الطلاب » و « تعريف تحصيل العلم » و جز اينها .
از اوست :
شرح اين بنيان و اين بيت الشرف * با لسان الغيب گردد منكشف
من عيان سازم بسى اسرار آن * گر بيابم گوش قدس از هر طرف
يزدى
سيد عبد الرحيم فرزند ابراهيم حسينى يزدى
عالمى است پيرو آزمونهاى شيخ احمد احسائى و مخالف حاج كريم خان كرمانى ، از شاعران اوايل سدهء چهاردهم ، داراى نگارشهائى چند مىباشد چون « كاشف الرموز » و « خان كرمانى » .
خطاب به ولى عصر « ع » گويد :
اى امير منتظر اى دست حق * اى ز تو ايجاد بعد ما سبق
وى ز تو اين سقف گردون را مدار * از وجودت فرش خاكى را قرار
ذو الفقار خود برآور از نيام * نيست گردان از جهان مشتى لئام
تا كه اين نو افسران بىسر شوند * بار ديگر بر خر خودشان جهند
عالمى از لوث ايشان پاك كن * پاك از اين ناپاكيان اين خاك كن
دين پاكت را برأى آغشتهاند * رأى خود بگرفته دين را هشتهاند
هريكى شرعى جدا دينى جدا * برفشان يك آستين بهر خدا