تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاعران فارسى سرا ( فارسي ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩

يزدى

شيخ عبد الخالق فرزند عبد الرحيم يزدى

اصلا قزوينى و گاهى در يزد سكونت داشت و سالهاى آخر عمر در مشهد مقدس اقامت گزيد ، از شاگردان شيخ احمد احسائى و به سال 1268 درگذشت ، داراى مؤلفاتى بود چون « اصول دين » و « انفسنا » و « فضل علم » و « معين الطلاب » و « تعريف تحصيل العلم » و جز اين‌ها . از اوست :
شرح اين بنيان و اين بيت الشرف * با لسان الغيب گردد منكشف من عيان سازم بسى اسرار آن * گر بيابم گوش قدس از هر طرف
يزدى

سيد عبد الرحيم فرزند ابراهيم حسينى يزدى

عالمى است پيرو آزمونهاى شيخ احمد احسائى و مخالف حاج كريم خان كرمانى ، از شاعران اوايل سدهء چهاردهم ، داراى نگارشهائى چند مىباشد چون « كاشف الرموز » و « خان كرمانى » . خطاب به ولى عصر « ع » گويد :
اى امير منتظر اى دست حق * اى ز تو ايجاد بعد ما سبق وى ز تو اين سقف گردون را مدار * از وجودت فرش خاكى را قرار ذو الفقار خود برآور از نيام * نيست گردان از جهان مشتى لئام تا كه اين نو افسران بىسر شوند * بار ديگر بر خر خودشان جهند عالمى از لوث ايشان پاك كن * پاك از اين ناپاكيان اين خاك كن دين پاكت را برأى آغشته‌اند * رأى خود بگرفته دين را هشته‌اند هريكى شرعى جدا دينى جدا * برفشان يك آستين بهر خدا