حرف او اهل عشق را رهبر * گشته بر چشمهء حيات خضر
صفحهاش همچو ساعد سيمين * مشك پاشيده بر گل نسرين
در لطافت شده رباعى او * چارجوى جنان روان هر سو
الغرض جُنگكى لطيف و ظريف * كه زبان قاصر است از تعريف
پس به تكليف قبلهگاه عظام * گشت تحرير اين سه ماه تمام
بهر تاريخ اين خجسته كتاب * سوى پير خود شدم بشتاب
تا كه تاريخ او بيان سازد * بهر اتمام او مكان سازد
بعد فكرت چه دُر معنى سفت * سر برون زد ز جيب فكرت گفت
از هزار و دويست و چهل و سه * ختم اين گلستان قرارش نِه
هدايت شيخ هداية اللّه هدايت مهدوى فراهانى
از شاعران اوايل سدهء چهاردهم ، مردى متدين و شوخطبع و اهل طيبت بود ، با علم منطق و حكمت و فلسفه مخالف ، اشعارش دينى در فضائل و مناقب اهل بيت عليهم السلام و پيرامون صفات اخلاقى مىباشد ، ديوانش را به سال 1301 نوشته است .
هزارجريبى ميرزا ابو القاسم فرزند ابو الحسن هزارجريبى مازندرانى
دانشمندى است اديب ، از دانشمندان اواخر سدهء سيزدهم و اوايل سدهء چهاردهم ، دو قصيدهء معروف برده بو صيرى و عينيه حميرى را شرح كرده و خود به عربى و فارسى شعر مىگفت .
قصيدهء عينيهاى در مدح امير المؤمنين عليه السلام سروده و آن را به فارسى منظوم ترجمه