تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاعران فارسى سرا ( فارسي ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
كرده است ، اين دو بيت از آغاز ترجمه مىباشد :
جوانى رفت و ما غافل نباشد بازگشت او را * مثالى بود كاندر شب بخواب آيد خيال او را به مثل برق چابك رخ نمود و برقعش انداخت * به مثل ابرها در فرقتش با چشم خون‌پالا

همدانى شيخ حسين فرزند محمد حسن كرمانشاهى همدانى

براى دانش‌اندوزى به حوزه‌هاى مختلف رفت ، چندى در اصفهان به تحصيل اشتغال داشت و فنون گوناگون را تكميل كرد ، در دانشها تبحر داشت و از فلسفه نكوهش مىنمود ، بيش از صد كتاب در علوم دينى و ادبى و تاريخى نگارش داد . در سال 1324 در اصفهان درگذشت . در احوال خود گويد :
مرگ مرا روبروى نشسته * مىنتوانم سخن كنم كم و افزون مدت سى سال كنجكاوى كردم * قول ارسطو و فكرهاى فلاطون مشكل من حل نكرد با همه كوشش * بر سخن من گواست ايزد بىچون من كه چنينم قياس كن دگران را * وانكه ندارند بجز شواهد مطعون عيسويان آگهند اگر كه از اين رمز * از پى گفت‌وشنود حاضرم اكنون جز سخنان خدا و گفت پيمبر * باقى ديگر فسانه ديدم و افسون اين نه قياسى است ناپسنده و مطعون * اين نه دليلى است نارسنده و مظنون كيست بداند سپهر پر شده خود چيست * يا ز چه او گشته است علت گردون باغ چرا در بهار خرم و سبز است * يار فسرده ز چيست در مه كانون