تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاعران فارسى سرا ( فارسي ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١

يوسف يوسف فرزند محمد قاضى

از شاعران سدهء سيزدهم ، از قزوين بوده يا در آن شهر اقامت داشته است ، در علم حديث متبحر و داراى نگارشى نيكو و شعرى استوار بود ، گويا در شعر به نامش « يوسف » تخلص مىنمود ، « تحفة الأحاديث » و « ترجمه تحفة الأحاديث » از اوست . در قصيده‌اى گويد :
به پستى و بلندى گر بگردم * نبينم جز غبار و گردت اى دوست بگلزار و گلستان گر شوم من * نمىبويم به غير بويت اى دوست بدشت و كوه و صحرا پا گذارم * نبينم جز نشان پايت اى دوست به آبادى گذر افتد مرا راه * نبينم هركه بينم جز تو اى دوست زبان گر بر همه ذكرها گشايم * همه لغو است به غير ذكرت اى دوست هر آواز خوشى گوشم بيايد * نيايد گوش من جز صوتت اى دوست شعاع آفتاب و ماه بينم * همه ذره به پيش نورت اى دوست بيا تا دست و پايت من ببوسم * بگردم من بلاگردانت اى دوست بخواهم عرض حاجاتم بگويم * بدارم روى خود بر رويت اى دوست
* * *