مقدمه و سه باب و يك خاتمه پرداخته است .
واهب محمد هادى فرزند محمد سعيد شيرازى
گويا اصلا از رى و در شيراز سكونت داشت ، در نجوم و تقويم ماهر بود ، اديب شاعر با تخلص « واهب » ، كتاب « اشراق الأنوار » از اوست .
وصالى محمد رضا وصالى مازندرانى
در دار الفنون طهران پزشكى بياموخت ، اديب شاعر گويا « وصالى » تخلص وى بود ، لقب « حافظ الصحه » به دو داده شد و در سفارت ايران در تركيه به كار پزشكى پرداخت ، از شاعران اوايل سدهء چهاردهم مىباشد .
اين رباعى از اوست :
ما شب گله از پر طاوسى تو كرديم * خورشيد و مه از پرتو فانوسى تو كرديم
از كعبه و بتخانه و در دير و كليسا * تكميل زيارات بپابوسى تو كرديم
وفا
ابو القاسم فرزند على اشرف شيرازى
جامع كمالات و فضائل ، خط زيبا و نگارشى نيكو داشت ، علوم ادبى را تدريس مىكرد و گروهى از فضلا در محضر درسش تربيت يافتهاند ، داراى اشعارى بلند به فارسى و عربى با تخلص « وفا » مىباشد .
از نگارشهاى وى رسالهاى در معما بنام « سبحه معما » و رسالهاى در عروض مىباشد كه اولى را به سال 1252 و دومى را به سال 1255 ساخته است .