ورزيد ، اديب فاضل عارف شاعر با تخلص « مشفق » ، از دانشمندان اوايل سدهء چهاردهم ، داراى چند ديوان فارسى بود .
اين دو بيت از اوست :
ز در درآيد اگر آن مه جهانآرا * كجاست تاب اقامت به حضرتش ما را
نديده چون رخ خوب تو در جهان ( مشفق ) * اگرچه ديده بسى مهوشانسيما را
مضطر مير يحيى فرزند مير مصطفى نورى تبريزى
اصلا از نور مازندران و در تبريز سكونت داشت ، اديب فرزانه بااطلاع از دانشهاى رياضى ، داراى اشعارى است با تخلص « مضطر » ، كتاب « گلزار بهار » را به سال 1305 نگاشته است .
در ستايش حضرت اللّه گويد :
او بناى چرخ را محكم نهاد * آفريده آب و آتش خاك و باد
بانى اين چرخ و اين افلاك اوست * خالق آدم ز آب و خاك اوست
اوست چونكه قادر و حى و قديم * در قيامت محيى عظم رميم
آفريد از صنع خود لوح و قلم * بر وجود آورد ما را از عدم
و در منقبت پيامبر اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلم گويد :
رسول خدا افضل كاينات * كه بىمهر او نيست كس را نجات
خوشا آن كسى در كف همتش * بود از محبت مر او را برات
مطهر عز الدّين مطهر فرزند عبد اللّه حسنى
از دانشمندان اواخر سدهء هشتم ، اديب شاعر فاضل ، در شعر به نام خود « مطهر » تخلص مىنمود ، در « جنگ تاج الدّين احمد وزير » به سال 782 بعضى از آثار و اشعار خود را نوشته ،