مىگذراند ، از دانشمند اوايل سدهء يازدهم ، داراى مؤلفات بسيارى است چون « اسرار الحكم » و « لوازم الانشاء » و « انيس العاقلين » و « انيس العارفين » و « اسرار القرآن » و « زبدة الحقائق » و « رسوم العلاج » و « مطالب العشاق » و جز اينها .
از اوست :
همهوقت كم گفتن از روى كار * گزيده است خاصه در اين روزگار
پشيمان ز گفتار ديدم بسى * پشيمان نگشت از خموشى كسى
و در پايان رسالهاى گويد :
اين رساله تمام بىنقصان * شد بنام خوش شه دوران
شد بنامش تمام اين نسخه * زين سبب يافت نام اين نسخه
هست تأليف اين كتاب حقير * از فقير كسير ملا مير
لارى عبد الكريم لارى
فاضل اديب شاعر . او راست :
منم زاير هشت درّ امامت * كه هستند هريك شفيع قيامت
هرآنكس كه پيچد بدامانشان دست * بود او بفرداى محشر سلامت
و نيز گويد :
جان من كاهيد در تن از طپيدنهاى دل * همچو ساعت در بغل دارم دل بىتاب را
لاريجانى
سيد اسد اللّه فرزند محمد رفيع حسينى نياكى لاريجانى
اديب اريب و فاضل لبيب ، از شاعران سدهء سيزدهم . اين رباعى از او است :
اى باد چو بر كوى نگارم گذرى * بر مسند بارگاه يارم گذرى
برگوى كه از هجر تو مردم اميد * اميد كه بعد بر مزارم گذرى