كوثر
سيد فتاح فرزند نظام الدّين اردبيلى
عارف صوفى نعمة اللهى ، داراى اشعارى متوسط ، كتاب « مفاتيح الاعجاز » را به سال 1284 به خط خود نوشت و تاريخ اتمام آن را چنين بنظم كشيد :
در مه شوال روز بيست و پنج * با هزاران محنت و اندوه و رنج
يكهزار و دو صد و هشتاد و چار * شرح گلشن را نوشتم يادگار
در مه شوال با صد اضطرار * ماند از فتاح اين خط يادگار
كوثر آن پور نظام العارفين * سيد عالىنسب از هشت و چار
در طريق نعمت اللهى است قطب * در صراط المستقيم است برقرار
گلستانه سيد محمود فرزند محمود فرزند على گلستانه
اديب فاضل عارف نيكوانشا ، متبحر در علوم ادبى ، گويا در كاشان مىزيست ، شعر بسيار به فارسى و عربى گفته ، داراى كتابى است بنام « انيس الوحدة و جليس الخلوة » .
او راست :
مثل علم او و دانش او * مثل كور و شمع و راه و شب است
ديگران مستفيد از آن نورند * او از آن در حجاب و تابوتب است
علم را زيب و رونق از عمل است * نه بأصل من و تو و نسب است
نخل اگرچه بلند و سرسبز است * عزت او و رتبت از رطب است
هركه را علم هست و نيست عمل * گر فرشتست خوار و بىادب است
گيلانى مير قارى گيلانى كاشانى
دانشمندى است جامع و اديبى است منشى نيكونگارش ، بسيار تنگدست و نيازمند روزگار