كو تخت و تاج و جاه و سپاه و طلا و كاخ * كو آنكه مال خويش به جانش خريده است
گر كاخ بود جايگه امن پس چرا * مرداروار گوشه قبرش خزيده است
سرسبز بود گر دوسه روزى بهار عمر * شد خشك زان كه باد تموزى وزيده است
مرگ است رهگشاى تو از اين مغاك تنگ * آن كرم بين كه پرده به دورت تنيده است
پنهان ز هوش ما همه در خواب زندگى * پيدائى جهان همه از اين پديده است
گرچه كماليم خبرم نيست از كمال * جز آنكه گوش من خبرش را شنيده است
كمالى
شيخ محمد على كمالى
دانشمند اديب ، به فارسى و عربى شعر مىسرود . تقريظى با حروف بىنقطه بر كتاب « اقوال الأئمة » محب الاسلام به دو زبان در سال 1341 ش نوشته و اين ابيات از آنست :
ماه عمل مهر و لا صدر حلم * حامى اسلام و همه رادمرد
سرور و سالار همه اهل دل * مهد كمال و مدد اهل درد
همدم او اهل علوم و همه * همره او در عمل مهر و عهد
لالهء حلم و كرم و مهر و داد * سرو علوم و گل هر كار سعد
كوثر
عبد الكريم قمى
از عارفان و شاعران اواخر سدهء سيزدهم ، « ترجمه مصباح الشريعة » را به سال 1283 انجام داده است .