از اثر عين ذات * لمعهء نور صفات
تافته بر ممكنات * جلوه وحدتكنان
وحدت جمعى چه شد * كثرت تفضيل چو
معنى توحيد را * كرد مفصل بيان
بلبل مست جنون * غنچهء دل پر ز خون
در صفت عشق او * همدم سبوحيان
امر معيشت فكند * گردن جان را كمند
مىبرد از هر مجاز * سوى حقيقت كشان
قافلهها در ره است * سوى عدم نى وجود
چون رسد اين ديگرى * مىرسد از ره دوان
قافلهء فيض او * مىرسد از گرد ره
بهر متاعى چنين * سهل بود نقد جان
در طلب سود شو * يكدو قدم پيش رو
بانگ ورا را شنو * از جرس كاروان
زندگى اين جهان * نيست به غير از تعب
نقد مده در لعب * از كف خود رايگان
خاطر اين خلق دون * قابل نقش زر است
سكهء تجريد زن * نقش تو باشد در آن
خاصه بتفرش كز او * اهل وفا رفتهاند
در عوض هركسى * مانده بجا ناكسان
( عارف ) ازين شو خموش * بادهء غيبت منوش
بزم حضور است اين * ذكر نكن غايبان
شاعران فارسى سرا ( فارسي ) — صفحة 155
مساهمون: السيد أحمد الحسيني الاشكوري
ص١٥٥