آنكه بخشد در كرم در علت افلاس ناس * شربت دينار انعامش خلايق را شفا
آنكه آب دستشوى دست دريا فيض او * آتش علت نشاند همچو خاك كربلا
صادق سيد صادق علوى حسينى ، امير الشعراء
اديب فاضل ، ملقب به امير الشعراء . از شيخ محمد حسين طبيب حافظ الصحة كتابى در صحن حضرت امام حسين عليه السلام به سال 1310 خريد و آن را بوى بخشيد و اين ابيات را از خود بر كتاب نوشت :
چارشنبه صباح يازدهم * از مه فرخ ربيع دوم
بود سال هزار و سيصد و ده * رفته از هجرت رسول اللّه
در مكان خجستهء حائر * كه بدم جد خويش را زائر
رفتم اندر ميان صحن نفيس * ديدم آنجا نشسته شيخ رئيس
حافظ الصحت خجستهمنش * كرد از اين بنده كمين خواهش
كه خريدار اين كتاب شوم * بلكه زين علم كامياب شوم
من هم از فضل رحمت بارى * كردم اين نسخه را خريدارى
قيمتش گشت يك مجيدى و نيم * كه نمايم بشيخنا تسليم
زان سپس كرد حافظ الصحت * وجه آن را قبول از منت
چون بدينگونه ماجرا شد طى * پيشكش كردم اين كتاب بوى
زان كه من كان همت و كرمم * آفتاب مكارم و هممم
آفرين بر چنين وجود شگرف * كه بود بر مثال نسخهء ژرف
پول نستانم و كتاب دهم * ماه نو گيرم آفتاب دهم
بندهء خاندان مصطفوى * احقر السادة صادق العلوى