محبت عين قرب جاودانى است * محبت اصل عيش و زندگانى است
هرآنكس را محبت گشت استاد * گذشتن بايدش از اهل و اولاد
هرآنكو را محبت گشت رهبر * دريغش نيست از جان و نه از سر
همىدانى كه اين عاشق كدام است * محبت كيشِ كه او را چه نام است
حسين است او حسين فرزند حيدر * نهال گلشن جان پيمبر
حسين است او گل گلزار زهرا * حسين او فخر يثرب زيب بطحا
شيرازى
محمد صادق فرزند محمد حسين شيرازى
اديب فاضل عارف نيكوانشا ، گويا از شاعران اوايل سدهء چهاردهم ، جنگى دارد بنام « طومار مطوله و مجموعه محموده » .
او راست :
در روى زمين وفا نديدم * با خلق جهان صفا نديدم
نيك و بد من همه مرا باد * انگار كه خلق را نديدم
شيرازى
محمد هادى فرزند محمد صالح شيرازى
دانشمند ماهر در علوم دينى ، از شاگردان ملا محمد باقر مجلسى ، اديب نيكونگارش ، كتاب « چشمهء زندگانى » را به سال 1212 پرداخته است .
در ستايش شاه سلطان حسين صفوى گويد :
آن سليمان حشمتى كز عدل او در راحتند * مرغ مور ماهى دريا و صحرا و هوا
حاوى برّ عدالت هادى شرع نبى * سرور كل سلاطين خسرو كشورگشا
آنكه تيغ اژدها پيكر كشد چون از غلاف * پوست مىگردد ز جسم مار از هيبت جدا