بعد طرح سى تو باقى ديگرش تربيع ساز * يا بود مكسور يا از كسر باشد بىنياز
گر صحيح است ربع آن را ور كه باشد كسردار * كسر او را نيك اندر خاطرت محفوظ دار
گر يكى كسرش بود اى هوشيار نكتهدان * هريك افزا در بيوت چار آخر بىگمان
ور بود دو در نهم روز سه بود در پنجمين * بر همين ترتيب يادش گير اى صاحب يقين
و نيز گويد :
چشم دل باز كن كه جان بينى * عالمى جمله گلستان بينى
هرچه نشنيدهاى همان شنوى * وانچه ناديدهاى همان بينى
وانچه در خاطرت نكرده خطور * تو به چشم سر اين زمان بينى
« ان يكادى » بخوان ز دفع گزند * تا ورا شرح و هم بيان بينى
شيرازى
ميرزا محمد تقى فرزند محمد حسن شيرازى
تاجرپيشه و به ادبيات و شعر مىپرداخت ، از تاريخ و دانشهاى اسلامى بااطلاع بود ، قصيدهاى طولانى در مدح مولا امير المؤمنين عليه السلام سرود و از شيخ عبد اللّه بهبهانى درخواست نمود كه با كتابش « ولاية الأئمة » چاپ كند .
در آغاز قصيده گويد :
رستگارى گر بجوئى از سر صدق و يقين * دست زن بر دامن سلطان دين حبل المتين
حيدر كرار شير حق على مرتضى * روح ايمان نفس پيغمبر امير المؤمنين
باب علم مصطفى و شاهد يتلوه منه * والى ملك سلونى عروةالوثقاى دين