شيخ الاسلام آقا نصر اللّه زنجانى ، شيخ الاسلام
از شاعران اواسط سدهء سيزدهم ، شوخطبع و نيكو شعر . در سال طاعون زنجان 1246 به بعضى از دهات اطراف رفته بود ، بدين بهانه بعضى از شاعران با وى گفتگوهائى داشتند .
در پاسخ غزل ملا محمد على قانع تنكابنى گويد :
صبا بگو ز من آن قانع خوشالحان را * رفيق مهر كسل يار سست پيمان را
تو را كه قانعى از برج بيشتر ندهند * به بلبلى نتوان داد يك گلستان را
مكن شكايت هجران و روزگار جدائى * حديث زلف مخوان خاطر پريشان را
كنون كه فصل بهار است و موسم گلزار * مده به خاطر خود راه درد هجران را
تو را كه شوق دگر هست و مهر تازه بدل * مكن بهانه و بدنام رحل قرآن را
خوشا تلاوت قرآن و گوشهء خالى * نديده صحبت اتراك و رنج ياران را
كسى كه او بسر آرد شبى درين منزل * دگر نمىكشد او آرزوى دوران را
شيخ العراقين شيخ عبد الحسين فرزند على طهرانى ، شيخ العراقين
از عالمان بزرگ طهران و در علوم دينى شهرت داشت ، گاهى ابياتى مىسرود و اين دو بيت را از او ديدهام :
اى خداوند هفت سياره * نيست ما را بجز گنه چاره
شكنم توبه گر دمى صد بار * عفو فرماييم دو صد باره
شيخنا شيخ محمد جواد فرزند عبد المجيد پودهاى نجفى
اديب نيكونگارش ، عارف شوخطبع ، داراى اشعارى است با تخلص « شيخنا » ، از شاعران اوايل سدهء چهاردهم ، كتابهاى « الأنوار السواطع و البروق اللوامع » و « قيمهپلو » را