تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاعران فارسى سرا ( فارسي ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤

شيخ الاسلام آقا نصر اللّه زنجانى ، شيخ الاسلام

از شاعران اواسط سدهء سيزدهم ، شوخ‌طبع و نيكو شعر . در سال طاعون زنجان 1246 به بعضى از دهات اطراف رفته بود ، بدين بهانه بعضى از شاعران با وى گفتگوهائى داشتند . در پاسخ غزل ملا محمد على قانع تنكابنى گويد :
صبا بگو ز من آن قانع خوش‌الحان را * رفيق مهر كسل يار سست پيمان را تو را كه قانعى از برج بيشتر ندهند * به بلبلى نتوان داد يك گلستان را مكن شكايت هجران و روزگار جدائى * حديث زلف مخوان خاطر پريشان را كنون كه فصل بهار است و موسم گلزار * مده به خاطر خود راه درد هجران را تو را كه شوق دگر هست و مهر تازه بدل * مكن بهانه و بدنام رحل قرآن را خوشا تلاوت قرآن و گوشهء خالى * نديده صحبت اتراك و رنج ياران را كسى كه او بسر آرد شبى درين منزل * دگر نمىكشد او آرزوى دوران را

شيخ العراقين شيخ عبد الحسين فرزند على طهرانى ، شيخ العراقين

از عالمان بزرگ طهران و در علوم دينى شهرت داشت ، گاهى ابياتى مىسرود و اين دو بيت را از او ديده‌ام :
اى خداوند هفت سياره * نيست ما را بجز گنه چاره شكنم توبه گر دمى صد بار * عفو فرماييم دو صد باره

شيخنا شيخ محمد جواد فرزند عبد المجيد پوده‌اى نجفى

اديب نيكونگارش ، عارف شوخ‌طبع ، داراى اشعارى است با تخلص « شيخنا » ، از شاعران اوايل سدهء چهاردهم ، كتابهاى « الأنوار السواطع و البروق اللوامع » و « قيمه‌پلو » را