تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاعران فارسى سرا ( فارسي ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
تا دلم صيد شوخ چشمان است * جگرم پاره چون گريبان است سينه‌ام شرحه‌شرحه زخم از درد * چاك چون لالهء خيابان است اى كه رفتى ز ديده‌ام بازآى * جاى تو در ميانهء جان است دوش در خواب با غمت بودم * اين حكايت بيادم از آن است دل ز كف داده را سپر بايد * ستم گلرخان نه آسان است من كه دستم در اين درازى عمر * كوته آن سرور از دامان است پس نه آن به كه رخت بربندم * ( شهسوارى ) زمان ميدان است كو بزن عرصهء دوعالم را * تا سمند تو گرم جولان است وصف داماد مصطفى برخوان * كه بيانش نه حدّ انسان است شير حق شحنه نجف حيدر * آنكه عرشش زمين ايوان است مجلسش فرش ديدهء ملك است * مسندش آفتاب دوران است سلسبيلش ترشح جام است * جبرئيلش بباب دربان است مولدش كعبه مرقدش قبله * سايه‌اش دين و حبش ايمان است روز از ياد او سرگردان * شب هم از داغ او پريشان است اسد اللّه سرور غالب * على پادشاه مردان است از دم مرتضى بزن بر خصم * كه طريق هنر ز شيران است

شهيدى شهيدى

از شاعران سدهء چهاردهم ، نامش بدست نيامد و گويا در مشهد مقدس سكونت داشته است . در ميلاد حضرت امام حسين عليه السلام گويد :