تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاعران فارسى سرا ( فارسي ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
تأليف نموده . او راست :
ساقى اى آرام جان ناتوان * مى بده آن مى برنگ ارغوان زان مى كهنه كه از خم الست * قسمت ما شد بيار اى حق‌پرست

شيرازى

حاج ابراهيم فرزند زين العابدين شيرازى

فاضل اديب شاعر ، در كرمانشاه سكونت داشت و كتاب « بقية الأنساب من ذكر الأصحاب » را در آن شهر پرداخت . در سوگ حاج آقا احمد بهبهانى كرمانشاهى گويد :
قطب اقطاب زمن بحر موّاج علوم * مرشد ارباب حال و مفتى اصحاب قال چون شنيد از هاتف غيب او نداى ارجعى * در زمان لبيك‌گويان بست بار ارتحال از كفن احرام كوى دوست بربست و بشد * واله و شيدا و مست و بى خود از شوق وصال دام بگسست و قفس بشكست و رست از قيد تن * گرچه او در قيد تن هرگز نبود از به دو حال همچو او نامد بعالم تا كه آمد روز و شب * شبه او نايد بگيتى تا كه آيد ماه و سال عالم عامل بعلم و ساعى هر امر خير * حامى درويش و منعم ماحى كفر و ضلال از فرح باليد جهل و از الم ناليد فضل * لامع آن شد همچو بدر لاغر اين شد چون هلال