طبق آن نقشه بهر خود تأمين * نه فقط نام شه رضا كردى
نام خود را نخست در ايران * سرو سردار و مقتدا كردى
مقتدا را كه لفظ تازى بود * فارسى كرده پيشوا كردى
پيشوا را به پاس مام وطن * پدر تاجدار ما كردى
پدر تاجدار ما را نام * ديكتاتور آسيا كردى
ديكتاتور شرق يكتا بود * چون تو دوّم شدى دوتا كردى
عهد با پيشواى تركيه * آتاتورك مصطفى كردى
او جلو بود و هرچه او مىكرد * تو به تدريج از قفا كردى
تبعيّت وى از گلادستون * كرد و به روى تو اقتدا كردى
ليك با وى تو را تفاوتهاست * بىتفاوت كى اقتفا كردى
جز تظاهر نبود هر عملى * كه به تقليد از آتّا كردى
او ز نو ساخت هرچه ويران كرد * تو به تخريب اكتفا كردى
و آنچه هم ساختى خود آن را غصب * ز ابتدا تا به انتها كردى
ملكها ، باغها ، عمارتها * از بنا غصب تا فضا كردى
همه تعمير اين سرا كردى * ترك تعمير آن سرا كردى
هر خيابان كه ساختى در شهر * خود در آن صد مغازه وا كردى
در خلال مغازهها احداث * همه جا كاخ دلگشا كردى
جاى خود باز و جاى ملت را * تنگناتر ز تنگنا كردى
زر و سيم آنچه بود در كشور * جمع با حيله و ريا كردى
در قبال اسكناس رنگارنگ * هى زدى چاپ و هى ولا كردى
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 78
مساهمون: حسن مرسلوند
ص٧٨