همه را بدفعال و بداخلاق * همه را لوس و بدادا كردى
باطنى ناپسند و ناهنجار * ظاهرى شيك و خوشنما كردى
خصم آبا نمودى ابنا را * نوه را دشمن نيا كردى
محو آداب ملى از همه قسم * نشر آداب ناروا كردى
حكم دادى به ترك شال و قبا * نسخ عمّامه و عبا كردى
جاگزين قبا و شال و كلاه * كت و شلوار و سابقا كردى
هركه پوشيد و بست شال و قبا * پيرهن بر تنش قبا كردى
حسن اينها و عيب آنها را * كشف و تحقيق از كجا كردى ؟
صرف تبديل جامه چندين بار * هستى مردم از جفا كردى
غرض از اين تظاهرات چه بود * تو كه بىچون و بىچرا كردى
چه شد آن اقتدار و صولت و فرّ * وانچه ابراز كبريا كردى
همه آنها براى ملت بود * پزفروشى فقط به ما كردى
پس چرا وقت جنگ با دشمن * ترك آن صولت و صلا كردى
اولين وهله كز تلافى خصم * وحشت از سوى ملتقا كردى
حكم ترك مقاومت دادى * غزل جيم را ادا كردى
نه ز تو بيخ آشنايان باك * نه ز بيگانگان حيا كردى
چه شد آن پولها كه از مردم * جمع از بهر باشگا كردى
چند طيّاره باشگاه خريد * تو خود آماده چند تا كردى
شهرها چون شدند بمباران * چند طياره بر هوا كردى
چند طياره سرنگون از روس * چند تا ز انگليسها كردى
چه شد آن تانكها كه هرساله * زينت جشن كودتا كردى
چه شد آن تير و تيغ و توپ و تفنگ * چه به آن ارتش و قوا كردى
همه اينها براى داخله بود * فقط اينها به رغم ما كردى
تانك را ز اجنبى خريدارى * بهر سركوب آشنا كردى
تيغها را فقط به فرق خودى * آشنا از ره جفا كردى
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 80
مساهمون: حسن مرسلوند
ص٨٠