ما همگى تشنهء جام عطا * ساقى صافى مى كوثر تويى
دادگر و داور آفاق را * مظهر آياتى و مظهر تويى
آنچه درآيد به خيال و خرد * از همه بالا و فزونتر ، تويى
من به توام عاشق دلباخته * والهء آنم كه تو را ساخته
آدم خاكى كه ملائك ، نماز * در بر او برد ، ز روى نياز
از تو به سر تاج كرامت نهاد * ور نه كجا خاك و چنين عزّ و ناز
نور تو در كشور او خيمه زد * كز همگان گشت چنين سرفراز
بار امانت كه فلك را نبود * طاقت حملش ز فرود و فراز
بود ولاى تو و ختم رسل * بود لقاى تو و شاه حجاز
پرتو مهر تو سبب شد كه شد * شيفته محمود ، به حسن اياز
عشق حقيقى است تولّاى تو * غير تولّاى تو ، عشق مجاز
از رخ تو ، بر همگى فاش گشت * هرچه به نه پرده ، خدا داشت راز
من به توام عاشق دلباخته * والهء آنم كه تو را ساخته
روز ازل ، اى شد فرمانگذار * دست به دامان تو ، اميدوار
قاضى حاجات همه چون تويى * حاجت لاهوتى محزون برآر
پرده به عيبش ز كرم باز پوش * دار عزيز و منما هيچ خوار
شافع عصيان همه ، چون تويى * ياور او باش به روز شمار
درد غلامان تو هم ، از تو ، به * چاره شود ، اى شه فرّخ تبار
ما همه مجرم تو خداوند پاك * جرم ببخشا و مكن شرمسار
حبّ تو سرمايهء آزادى است * حبّ خود از خاطر ما ، بر مدار
در دوجهان ، يار محبّان تويى * هيچ ندارند به اغيار كار
من به توام عاشق دلباخته * والهء آنم كه تو را ساخته
ب : قطعهاى كه در مدح امام سوم شيعيان حسين ابن على ( ع ) سروده است :
دست من و دامان تو
اى عزيز مصطفى ، دست من و دامان تو * نور چشم مرتضى ، دست من و دامان تو