تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 493

مساهمون:

ص٤٩٣
دشمن خوار و دوستان شاد * از دست و زبانت اى مدرس دورت ابديست گرچه بوده است * كوتاه زمانت اى مدرس تاريخ نمىكند فراموش * آثار و نشانت اى مدرس گفتيم و دوباره باز گوييم * رحمت به روانت اى مدرس
شرح
( 70 ) - ميرزادهء عشقى اشعارى در وصف كوهى كرمانى سرود كه چنين است :مرحبا اى كوهى نيكونهاد * لش‌خوران مردند ، كوهى زنده باد آفرين بر خامهء حق‌گوى تو * مرحبا بر چشم و بر ابروى تو اين يكى مىگفت هى با آن يكى * تازه گشته كوهى ما عينكى پاى كوهى ، لايق پوتين بود * كى سزاى گيوهء چركين بود از چه كوهى لات و دشتى پولدار * كوه بالاتر ز دشت است اى نگار تو يخه‌چرك ، آن يكى بسته فكل * تو پياده او نشسته در هتل من ترا آيم دليل اى با خدا * تو برو دعوى جمهورى نما لش‌خوران گفتند پولت مىدهيم * سرخط رد و قبولت مىدهيم دشمن خود هستى اى خانه‌خراب * ازچه‌رو دادى به آنها اين جواب ؟ جان من كم غصه بهر ما بخور * شيخنا رو كربلا خرما بخور گر كه مىدادند آنها بر تو پول * داشتى گر عقل ، مىكردى قبول پس به لش‌خورها تو مهمان مىشدى * هم وكيل شهر كرمان مىشدى داش كوهى اى خدا مرگت دهد * اى درخت لخت حق برگت دهت تو سرى خور تا كه ديگت سررود * حرف حق گو تا كه جانت در رود هى ز آقاى مدرس مدح كن * هى ز آقاى ستاره قدح كن از اقليت بكن توصيف‌ها * از وطن‌خواهان بكن تعريف‌ها هى به سمت آشتيانىها برو * هى سراغ بهبهانىها برو هى بگو تو كازرونى زنده باد * حائرىزاده بگو پاينده باد هى بگو يزدان رحمان و رحيم * باد پشتيبان آقاى زعيم از سفاهت تكيه بر ملّت بكن * خويشتن را مايهء ذلت بكن پول و سور و عيش و نوش از ديگران * تو براى خويش ، الرّحمن بخوان روز و شب له‌له بزن از تشنگى * كنج غربت جان بده از گشنگى