مضر نخواهد بود ، به عكس كمك خواهد كرد براى برقرارى امنيت در شمال و گردش اقتصاديات كشور . از روى تجربه آموختهام كه ملت ايران از ضعف قواى مركزى بهرهمند نمىشوند ، بلكه استفاده از آن ضعف نصيب بيگانگان ستمگر مىگردد . فقط يك دولت قوى مركزى است كه مىتواند عمليات امپرياليستى را در ايران خنثى نمايد و چون دولت مزبور لاعلاج به ما بستگى خواهد داشت ، اين است كه عقبنشينى و تسليم براى وى سختتر از پيش مىشود .
رفيق محترم را تصديع مىدهم به اينكه آخرين بار است كه من در روابط شما با دولت ايران مداخله مىكنم . من از شما خواهش و التماس دارم كه مداخلهام را رد نكنيد و باور نماييد كه من از روى صميميت مىخواهم در اين موقع باريك به ايران كمك كنم و شخص شما را كه سردستهء رشيد ميلون ايران مىدانم فوقالعاده محترم مىشمارم .
اگر شما پيشنهاد مرا قبول كنيد و جوابش را وسيلهء قاصدى كه مراجعت مىكند بفرستيد ، من مطمئنم كه هيچوقت پشيمان نخواهيد شد . اما اگر پيشنهادم را رد كنيد من مجبورم از اقدامات خود دست كشيده با يك دل دردناك ، ناظر يك صحنهء خونين و يك برادركشى كه لطمه به آزادى ملت ايران خواهد زد ، باشم .
در خاتمه از صميم قلب احترامات فائقه را تقديم مىدارم .
روتشتين .
شرح
( 68 ) - متن كامل پاسخ ميرزا كوچك خان به روتشتين :
رفيق محترم ! بسيار خرسندم كه در مراسلهء اخير كه به وسيلهء رفيق كلانتراف مرقوم داشتهايد ، كاملا تصديق داريد كه ايران ميدان غرضرانى بيگانگان و متعديان عالم بشرى بوده و حيات اجتماعيون دستخوش استفادهء سرمايهداران خارجى و نفعپرستان داخلى است . ضعف و لاابالىگرى زمامداران دورههاى متواليهء مركز ، لزوم اصلاحات داخلى و هرگونه قيام و نهضتى را كه متضمن اصلاحات اساسى كشور باشد مشروع مىسازد .
من و يارانم در مشقتهاى فوق الطاقهء چندينساله هيچ مقصودى نداشته و نداريم جز حفظ ايران از تعرضات خارجى و فشار خائنين داخلى ، تأمين آزادى رنجبران ستمديدهء مملكت و استقلال حكومت ملى .
همهء فداكاريهاى بنده و احرار جنگل براى وصول به همين مقصود عالى است و بس . شما را كه نمايندهء رسمى دولت اتحاد جماهير شوروى هستيد و دولت شما را حامى و پشتيبان اين مسلك و عقيده دانسته و مىدانيم و همين عقيده و اعتماد بود كه قشون سرخ سويت روسيه را كه بدون هيچ دعوتى به ايران آمدند ، با يك عالم اميد و اشتياق پذيرفتيم . متأسفانه رؤساى بىاحتياط قشون شما به كمك مفسدين داخلى نگذاردند از اين نيرو استفادهء كامل شود و انقلاب ايران را پيشرفت دهيم . اگر نظريهمان به خلاف مندرجات فوق الذكر بود ، شايد به اختلافات و هرجومرجهاى توليد شده وقعى ننهاده ، همان مصائب و زحمات وارده به گيلان را