تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 402

مساهمون:

ص٤٠٢
پيدا شود كه ايالات و شهرستان‌ها مورد كم‌لطفى نيستند ؛ چنين وضعى اقدامات علنى عناصر خرابكار را دشوار خواهد كرد . اين را من صرفا به عنوان پيشنهادى كه چندان تفكرى در باب آن نشده و شخصى است مطرح كردم . اين را هم بايد اضافه كنم كه در يك مرحله اولى [ از مذاكره ] من شاه را به اين تشويق كردم كه او نبايد تماما به ارتشش تكيه كند ، بلكه تأكيد را بر همكارى نزديك‌ترى با دولت بگذارد . من اين را دريافتم كه دكتر صديق بيشتر طرفدار شاه است تا طرفدار قوام ، و عملا اشاره‌ئى به او نكرد . دكتر صديق از آنچه گفتم تشكر كرد ؛ تأكيد كرد كه بريتانياى كبير از حيثيت بزرگى در ايران برخوردار است و به عقيدهء او كشور او و كل خاورميانه مىتواند از هدايت ما [ انگليس‌ها ] بسيار سود ببرند . او اين را خيلى مهم مىداند كه نبايد كوچك‌ترين نشانهء وجود حسادت و تضادى بين آمريكائىها و انگليسىها ديده شود . من جواب دادم كه در مورد اين نكتهء آخرى ، اين ما بوديم كه دولت ايران را تشويق كرديم تا مشاوران آمريكائى را به تهران دعوت كند . و دولت آمريكا هم اين مشاوران را تأمين كرد . و سفراى ما در تهران بهترين روابط را دارند . به نظر نمىرسيد كه دكتر صديق كلا قانع شده باشد كه در روابط بين آمريكائيان و ما حسن تفاهم وجود دارد . از دكتر صديق خواهش كردم كه در مورد نفوذ بريتانيا ، به همهء رهبران ايران كه با او در تماسند ، تذكر دهد كه اين نفوذ به عوامل مختلفى بستگى دارد ، و دولت مصر سخت دست‌اندركار تضعيف يكى از اين‌ها بود . اگر ايرانىها بخواهند كه نفوذ ما به سود آن‌ها ادامه پيدا كند ، بايد سياست عمومىشان با اين هدف همساز باشد . »
شرح
( 19 ) - ضميمهء همين مقاله نامه‌اى آورده شده از كميتهء ستار قزوين به صولت الدوله كه حاكى از كمك‌هاى او به پيشبرد مشروطيت است . ( 20 ) - در كتاب آبى هرچند كه از صولت الدوله بسيار نام برده شده ، ليكن در ذيل به گزارش‌هايى اشاره مىشود كه در آن كدورت وزارت خارجه انگليس از صولت الدوله مشهود است : الف - ملفوفه در نمرهء 119 مستر اسمارت كفيل كنسولگرى شيراز به مستر مارلينگ شيراز 6 مه 1910 [ 16 ارديبهشت 1289 ؛ 2425 - 1328 ] . . . صولت الدوله به مستر بيل وعده داده بود كه ايلات قشقايى امسال در موقع حركت به طرف شمال به دشت ارژن نخواهند رفت ولى ده روز قبل طايفهء دره شورى قشقايى از دشت ارژن عبور كرده و