مىتوان به چيزى شبيه به آنچه در اينجا [ بريتانيا ] درآورد .
دكتر صديق اعتراضى نداشت ، امّا گفت كه دولتهاى ايران ، و از جمله دولت كنونى [ 1326 ] ، در جستوجوى ثباتى اساسى ، به طبقات بازرگان و مالك تكيه داشتهاند ؛ بالاخص ، دولت كنونى به طبقهء بازرگان تكيه دارد . اين طبقات نسبت به مالياتهاى سنگينتر واكنش منفى نشان دادهاند ، و اگر چنين مالياتهائى تحميل شود دست از پشتيبانى دولت خواهند كشيد ، با اين كار ، ثبات از ميان خواهد رفت .
من گفتم كه اين كار دولتمردان است كه در امر اصلاحات با احتياط پيش روند و طبقات را بيش از حدّ و يك طبقه را به نحو خطرناكى نترسانند . اينكه دولت ايران بايد پايههاى حمايت خود را گستردهتر سازد ، امر مطلوب است .
دولتهاى ديگر خاورميانه دستاندركار اشتغال وزرا و كارمندان عالىرتبهء فارغ التحصيل دانشگاه [ آمريكائى ] بيروت هستند . من اغلب اين نارضائى را شنيدهام كه دولتهاى ايران نه قادرند كه از فارغ التحصيلان مدارس انگليس و آمريكائى در تهران و اصفهان بهرهگيرى كنند ، و نه به حدّ زيادى از فارغالتحصيلانى كه از فرانسه بازمىگردند . من پيشنهاد كردم كه شايد بهتر باشد تا دولت مركزى به محصولات بهتر اين كالجها توجهى مبذول دارد و آنها را به خود جذب كند .
سپس دكتر صديق نظرات وزارت خارجه [ بريتانيا ] را دربارهء دو تغيير داخلى كه به نظر او ضرورى است ، پرسيد :
الف - حق رأى عمومى كنونى بايد با يك امتحان سواد محدود گردد ؛ ب - قانون اساسى به منظور تفويض حق انحلال مجلس به شاه ترميم شود .
من گفتم كه ما نمىتوانيم دربارهء اينچنين مسائل داخلى توصيهاى بكنيم ؛ مطلوب ما اين است كه ايران در پرتو تاريخ و اوضاع و احوال خود آن [ بتواند ] قانون اساسىاى داشته باشد كه به بهترين وجهى مناسب آن باشد . امّا به او هشدار دادم كه دو اقدام پيشنهادى او مىتواند به مثابهء گامهائى به پس تلقى شود ، و با شوق و شعف از سوى تبليغات كمونيستها مورد بهرهبردارى قرار گيرد ؛ و بنابراين كمال مطلوب اين است كه دولت در كنار اين اقدامات اگر جدّا مىخواهد آنها را به اجرا درآورد ، به برخى اصلاحات يا اعطاى نوعى خودمختارى كه قبلا از آن صحبت كرده بودم ، دست زند و به اين ترتيب تعادل را حفظ كند .
اين را هم افزودم كه به نظر من روسها ، كه او از آنها هراس دارد ، نسبت به تبليغات حساسيت دارند و سؤال كردم كه آيا دولت او [ ايران ] به فكر تبليغات افتاده است يا نه . [ گفتم ] مىدانم كه شاه و شاهزاده اشرف از خود علاقهء فعالى نسبت به امور ميهنى و اقدام به اصلاحات اجتماعى نشان دادهاند . سؤالم اين بود كه آيا دولت او اقدامى را بررسى كرده است كه هم بر ايالاتى كه به نظر دولتيان در خطراند ، توجهى مبذول دارد ، و هم از طريق برگزارى يك كنفرانس بين المللى در تبريز در برخى ديگر از ايالات رضايت حاصل شود . اگر اشخاص برجستهئى در پارهئى از قلمروهاى زندگى به تبريز جلب شوند ، ممكن است اين احساس
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 401
مساهمون: حسن مرسلوند
ص٤٠١